جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hefty
تحسینآمیز
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
heftiest
شکل تفضیلی
heftier
درجهپذیر
حوزه
size, weight, objects
مثالها
After the workout, she lifted a hefty dumbbell to strengthen her arm muscles.
بعد از تمرین، او یک دمبل سنگین بلند کرد تا عضلات بازویش را تقویت کند.
مثالها
She received a hefty bonus for her outstanding performance at work.
او به خاطر عملکرد برجستهاش در کار، پاداش کلانی دریافت کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
heftiness
hefty
heft



























