جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
گوشت فاسد بوی تعفن میداد که تمام آشپزخانه را پر کرده بود.
نفرتانگیز, منزجرکننده
رفتار منزجرکننده جمعیت نافرمان منجر به اخراج آنها از محل شد.
تیم به استراتژیهای کثیف متوسل شد تا قهرمانی را به دست آورد.
خطا, خارج از بازی
زدن یک توپ فاول میتواند یک بازی در بیسبال را متوقف کند.
هوای آلوده در منطقه صنعتی تنفس را دشوار میکرد.
زبان ناشایست او همه را در اتاق شوکه کرد.
تصحیح شده, بازبینی شده
ویراستار پیش از چاپ، نسخهخطی foul را بررسی کرد.
کثیف, آلوده
کشتی به دلیل بدنه کثیف خود که نیاز به تمیز کردن داشت، تأخیر داشت.
خطا (ورزش), فول
بازیکن به دلیل یک خطا پس از زمین زدن حریفش جریمه شد.
(ورزش) خطا کردن
مدافع در هنگام ضربه کرنر به مهاجم خطا کرد، که منجر به یک ضربه آزاد شد.
خطا, مرتکب خطا شدن
او زمین را به چپ خط خطا خطا زد، که آن را به یک استرایک خودکار تبدیل کرد.
آلوده کردن, کثیف کردن
نشت فاضلاب تمام رودخانه را آلوده کرد.
آوار موتور را مسدود کرد و منجر به خرابی شد.
طناب ماهیگیری پس از گیر کردن در علفهای هرز گرفت شد.
درخت واژگانی



























