جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
برگشتن, بازگشتن
پس از یک تعطیلات طولانی، وقت آن است که به خانه بازگردیم.
برگرداندن
سارا یک کتاب از کتابخانه قرض گرفت و قول داد که هفته آینده آن را برگرداند.
پس دادن (جنس خریداری شده), برگرداندن (جنس خریداری شده)
پس از کشف یک نقص در گجت الکترونیکی جدید، سارا تصمیم گرفت آن را برای بازپرداخت به فروشگاه بازگرداند.
برگشتن (به مکان یا موقعیت پیشین)
در حالی که اقتصاد در تلاش بود، بسیاری از کسبوکارها با چالشهایی مواجه شدند و مجبور شدند راههای نوآورانهای برای بازگشت به سودآوری پیدا کنند.
انتظار میرود که بارش شهابی سالانه ماه آینده بازگردد.
در ارائه خود، گوینده بارها به موضوع اصلی بازگشت، بر اهمیت آن تأکید کرد.
مجدد پدیدار شدن, مجدد به شخص دست دادن
پس از دورهای از بهبودی، غم با نزدیک شدن به سالگرد از دست دادن شروع به بازگشت کرد.
پاسخ دادن
معلم یک سوال چالش برانگیز مطرح کرد، و سارا قبل از پاسخ دادن با یک پاسخ، کمی تردید کرد.
سود کردن
سرمایهگذار به دقت سبد سرمایهگذاری خود را متنوع کرد، با هدف بازگرداندن سود پایدار در طول زمان.
اعلام کردن
انتظار میرود قاضی پس از بررسی دقیق تمام شواهد ارائه شده، حکم صادر کند.
ارائه دادن
تیم روی پروژه کار کرد و آماده است گزارش را به رئیس بخش تحویل دهد برای ارزیابی.
انتخاب کردن, برگزیدن
انتظار میرود در انتخابات پیشرو، رأیدهندگان شهردار فعلی را دوباره انتخاب کنند.
متقابل عمل کردن, جبران کردن
او عشقش را جواب نداد.
بازگشت (به خانه)
اظهارنامه مالیاتی
تغییر مسیر, تغییر جهت، تغییر برنامه
باز پس گرفتن
بازگشت
سود
پاسخ سریع
رویداد مجدد
ضربه متقابل (به توپ)
او برای پیشبینی بازگشت حریفش تقلا کرد.
اقدام گروهی متقابل
مجدد ظاهر شدن, برگشتن
کتاب برگشتخورده, کتاب برگشتی
بلیط رفتوبرگشت
او یک بلیط رفت و برگشت برای سفرش به لندن خرید.
درخت واژگانی



























