جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
یک پرچین کوتاه مسیر را حاشیه کرده بود.
خورشید تا عصر در آسمان پایین بود.
او از درد مزمن در قسمت پایین کمر رنج میبرد.
کم, پایین
او با درآمد پایین سه بچه را بزرگ میکرد.
گزارش به دلیل کیفیت پایین محتوا رد شد.
افسرده, ناامید
بعد از خبر احساس افسردگی میکردم.
پایین, نزدیک به خط استوا
اثر گرمایش در عرضهای جغرافیایی پایین قویتر است.
پایین
او در تلاش برای زدن یک کم کرول شکست خورد.
پایین, یقه باز
او یک لباس با یقه کم پوشیده بود.
کم, باز
او با کت و شلوارش اکسفوردهای کوتاه پوشیده بود.
پایین, کم عمق
رودخانه این تابستان کمآب بود.
صدای کم او به سختی شنیده میشد.
پایین, عمیق
کلمه شامل یک صدای واکه پایین است.
پایین, کم
سوختشان کم بود.
او در شرکت شغل پایینمرتبهای داشت.
محبوب, عامیانه
او هم فرمهای هنری بالا و هم پایین را مطالعه کرد.
او از یک حقه پست برای بردن پرونده استفاده کرد.
پایین, بد
او نظر پایینی درباره تواناییهایش داشت.
آنها پس از رسوایی پروفایل پایین نگه داشتند.
پایین, کاهش یافته
ماشین در حال بالا رفتن از تپه در دنده کم بود.
باکتریها به عنوان موجودات ابتدایی در نظر گرفته میشوند.
پایین, ساده
آنها در یک مراسم آنگلیکان low-church شرکت کردند.
در ارتفاع کم, با ارتفاع کم، به پایین
گربه پایین خم شد، آماده پریدن.
پایین, فروتنانه
او قسم خورد که او را پست خواهد کرد.
ما آهسته صحبت میکردیم تا مادر را بیدار نکنیم.
کم, آرام
رادیو را کم کن وقتی که من در تماس هستم.
با قیمت کم, ارزان
او سهام را ارزان خرید و گران فروخت.
دنده یک, دنده پایین
او به دنده یک تغییر داد تا از تپه شیبدار بالا برود.
پایین, سطح پایین
رتبههای محبوبیت او در پایینترین سطح پایین تاریخ قرار دارد.
منطقه کم فشار, افت فشار
یک فشار کم سرد از غرب در حال حرکت است.
پایین, افسردگی
بعد از دست دادن شغل، به یک پایینآمدگی جدی رسید.
غرش گاو در سراسر چمنزار طنین انداز شد.
درخت واژگانی



























