جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lovingly
اطلاعات دستوری
مثالها
She hugged her child lovingly before leaving for work.
او قبل از رفتن به کار، فرزندش را با محبت در آغوش گرفت.
درخت واژگانی
lovingly
loving
love
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او قبل از رفتن به کار، فرزندش را با محبت در آغوش گرفت.
درخت واژگانی