جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
depleted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most depleted
شکل تفضیلی
more depleted
درجهپذیر
مثالها
After the long hike, her energy levels were completely depleted.
پس از پیادهروی طولانی، سطح انرژی او کاملاً تمام شده بود.
درخت واژگانی
depleted
deplete



























