جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
depleted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most depleted
شکل تفضیلی
more depleted
درجهپذیر
مثالها
The natural resources in the area have become depleted due to over-exploitation.
منابع طبیعی در این منطقه به دلیل بهرهبرداری بیش از حد تمام شدهاند.
درخت واژگانی
depleted
deplete



























