جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
توری (پارچه)
او لباس عروسی خود را با توری زیبا تزئین کرد و به آن ظاهری بیزمان و شیک بخشید.
بند کفش, نوار
او بندهای کفشهای دویدنش را محکم بست.
بستن, محکم بستن
ورزشکار قبل از رفتن به پیست، کفش های دویدن خود را بست.
به هم بافتن, در هم تنیدن
در حرکتی نمادین از همبستگی، آنها بازوهای خود را به هم بافتند و زنجیره انسانی تشکیل دادند.
*به نوشیدنیها الکل اضافه کردن
بارتندر تصمیم گرفت کوکتل را با مزهدار کردن با کمی رام برای طعم اضافی.
بستن, رد کردن
برای محکم کردن چادر، آنها طنابهای نگهدارنده را از حلقههای فلزی گذراندند و آنها را در زمین ثابت کردند.
تزئین کردن, آراستن
او موهایش را با روبان تزئین کرد، که به مدل مویش حالتی خیالی بخشید.
آمیختن, اشباع کردن
سخنرانی او با طنز آمیخته بود، که موضوع جدی را جذابتر و relatable میکرد.
درخت واژگانی



























