جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
روی یک پا پریدن, لیلی کردن
در طول مسابقه کیسهای، بچهها باید با یک پا داخل کیسه به سمت خط پایان لی لی میکردند.
پریدن, جهیدن
کانگورو به دلیل روش متمایز حرکت خود شناخته میشود که با پریدن روی پاهای عقبی قدرتمند مشخص میشود.
پریدن, جستن
من فقط به مغازه میپرم تا کمی خواروبار بخرم.
پریدن, سریع سوار شدن
اگر میخواهید از ترافیک دوری کنید، همیشه میتوانید مترو را سوار شوید تا به مرکز شهر برسید.
پریدن, جهیدن
خرگوش به سرعت از روی حصار پرید و در بوتهها ناپدید شد.
پریدن, یک پرش انجام دادن
او تصمیم گرفت برای یک روز خرید و گردش به شهر همسایه بپرد.
پرش, جست
کودک یک پرش شادمانه از روی گودال انجام داد.
رقص غیررسمی, مراسم رقص اجتماعی
نوجوانان در یک رقص شب شنبه در سالن ورزشی مدرسه شرکت کردند.
رازک, رازک
آبجوسازان برای طعم دادن به مایع جو، رازک اضافه میکنند.
پرش
خرگوش یک پرش سریع در عرض میدان انجام داد.



























