جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بیرون کشیدن, خارج کردن، استخراج کردن
دندانپزشک مجبور شد یک دندان آسیب دیده را بکشد تا درد بیمار را تسکین دهد.
استخراج کردن, جدا کردن
تقطیرکننده از یک دستگاه تخصصی برای استخراج روغن ضروری خالص از گلها استفاده کرد.
استخراج کردن, استنباط کردن
محقق دادههای جمعآوری شده از آزمایشها را تجزیه و تحلیل کرد تا بینشهایی درباره رابطه بین متغیرها استخراج کند.
استخراج کردن, گرفتن
گانگستر بیرحم شهرتی در اخاذی پول حفاظت از کسبوکارهای محلی داشت.
استخراج کردن, انتخاب کردن
استاد از دانشآموزان خواست که یک بخش کلیدی از رمان را استخراج کنند و ابزارهای ادبی آن را در مقالههای خود تحلیل کنند.
استخراج کردن, محاسبه ریشه
برای حل معادله x^2 = 25، باید جذر هر دو طرف را استخراج کنیم تا مقدار x را پیدا کنیم.
استخراج کردن, جدا کردن
شرکت معدنکاوی از فرآیند ذوب برای استخراج مس از سنگ معدن یافت شده در معادن زیرزمینی استفاده میکند.
*عصاره
عصاره وانیل یک ماده محبوب در بسیاری از دستور العملهای دسر است.
گزیده, بخش
کتاب شامل گزیدهای از نوشتههای اولیه نویسنده است.
درخت واژگانی



























