جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او برگشت و آرام از سر و صدا دور شد.
این اتفاق دور در گذشته در دهه 1800 افتاد.
تولد او فقط سه روز دیگر فاصله دارد.
به سمت پایین, در جهت نزولی
دامنه تپه به شدت به سمت پایین به سوی رودخانه شیب داشت.
دور, به جای دیگر
توجه او دور شد در طول جلسه.
او لباسهای قدیمی را در اتاق زیر شیروانی گذاشت.
دور, ناپدید شدن
گرد و غبار با باد دور شد.
بدون توقف, پیوسته
او بی وقفه برای ساعتها روی کار کار کرد.
آنها صبح زود دور شدند.
او یک ثروت را به موسسات خیریه مختلف داد.
در زمین حریف, به عنوان میهمان
چلسی در بازی بعدی خود در زمین حریف بازی خواهد کرد.
به سمت بیرون, خارج
توپ دور از منطقه استرایک به پرواز درآمد.
بلافاصله, بدون تاخیر
وقتی آماده شدید بلافاصله شلیک کنید.
خارج از خانه, در زمین حریف
بازی خارج از خانه فردا سختترین بازی آنها تاکنون خواهد بود.
مهمان, حریف
تیم مهمان پیراهنهای سفید پوشیده بود.
دفتر در حالی که کارکنان برای تعطیلات دور هستند، بسته خواهد بود.
کلبه آنها در یک نقطه دورافتاده در اعماق جنگل قرار دارد.
رفته, دور
سیگنال داده شد و دونده دور به سرعت دوید.
خارجی, دور
او از ضربه زدن به توپ دور خودداری کرد، با تشخیص اینکه خارج از منطقه ضربهزنی اوست.
حذف شده, خارج از بازی
تابلوی نتایج دو اوت در نهمین نشان میداد.
آن پیروزی خارج از خانه سومین پیروزی خارج از خانه آنها در فصل بود.



























