قابل برنامه ریزی
ماشین حساب قابل برنامهریزی,حسابگر قابل برنامهریزی
برنامهای,به روش برنامهریزی شده
یادگیری برنامهریزی شده,آموزش برنامهریزی شده
برنامهنویس
برنامهنویسی
پیشرفت • پیشرفت کردن
گزارش پیشرفت کار
تسلسل
پیشرو,ترقی خواه • پیشرو,اصلاحطلب
*پراگرسیو فولک
*پراگرسیو متال
*موسیقی پیشرو
پاپ پیشرو
رپ پیشرو,رپ تجربی
پراگرسیو راک
روح پیشرو,سول پیشرو
زمان استمراری (دستورزبان)
به تدریج,کم کم
منع کردن
ممنوع
منع
ممنوعیت گرا,حامی منع الکل
بازدارنده، ممنوع کننده
به طور بازدارندهای
جلوگیریکننده
پروژه • تاباندن,نشان دادن
پرتابه • راننده,رانده شده
پیشبینی
اتاق آپارات
صفحه نمایش پروژکتور,پرده نمایش
آپاراتچی
پروژکتور
پروکاریوت
پرولاکتین,هورمون محرک تولید شیر
پرولت,کشیده
حالت پرولاتیو,حالت تبدیل
سخن مقدماتی
پرولتاریا,کارگر • مربوط به طبقه کارگر
ادبیات پرولتریایی
پرولتاریا
به سرعت تکثیر شدن
افزایش سریع و ناگهانی
پرکار (نویسنده و هنرمند)
طویل و خستهکننده
گزافهگویی
دیباچه
طول کشیدن
طولانیشده
مراسم رقص دبیرستان
پیادهروی • گردش رفتن
*کنسرت سرپایی
پرومته
آوازه
برجسته
به طور برجسته,به صورت برجسته
متفاوت
به صورت بیقید,بدون محدودیت اخلاقی
قول دادن • پتانسیل موفقیت
وعدههای محال دادن
(آینده) امیدبخش
وابسته به تعهد
پروما,تبلیغات • تبلیغ کردن,ترویج کردن
سنگپوز (جغرافیا)
ترفیع گرفتن
تبلیغکننده
تبلیغ
تبلیغاتی,ترویجی
پیشنهاد پرام,دعوت خلاقانه به پرام
ترغیب کردن • بدون تاخیر • جمله یا عبارت یادآوری (بازیگری)
بخش یادآوری
تلپرمپتر,یادآور
به سرعت,بدون تاخیر
اعلام کردن
متمایل
شاخه
شاخچنگالی
قید ضمیری,قید با شکل ضمیری
ضمیر (دستورزبان)
تلفظ کردن
نظر دادن
معلوم
اعلامیه رسمی
فوراً,بدون تأخیر
تلفظ
مدرک • مقاوم کردن,محافظت کردن در برابر • مقاوم,ضد
نمونهخوانی کردن
نمونهخوان
نمونهخوانی
پشتیبان,تکیه گاه • وزن چیزی را تحمل کردن
حمایت کردن
پروپاگاندا
تکثیر کردن,تولید مثل کردن
انتشار,تکثیر
پروپان,گاز پروپان
به جلو راندن
عامل • پیشران,محرک