pitiablyplank
از 47
pitiablyplank
pitiably[adv]

به شکل ترحم‌انگیز,به روشی دلسوزانه

pitiful[adj]

تاسفبار,بدشانس

pitiless[adj]

بی‌رحم

pitilessly[adv]

بی رحمانه,بدون ترحم

pitta[n]

پیتا,هر پرنده‌ای از جنس پیتا

pittance[n]

چندرغاز

pitted[adj]

حفره‌دار

pitter-patter[n][v][adv]

صدای تق تق,صدای تاپ تاپ • تق تق کردن,طنین زدن • تپ تپ,تیک تیک

pittsburgh left[n]

چپ پیتسبرگ,پیچ به چپ پیتسبرگ

pittsburgh salad[n]

سالاد پیتزبورگ

pituitary[n][adj]

غده هیپوفیز,غده پیچازی • هیپوفیزی, مربوط به غده هیپوفیز

pituitary gland[n]

غده هیپوفیز,غده پیچازی

pity[n][v]

دلسوزی • ترحم کردن، دلسوزی کردن

pityingly[adv]

با ترحم,با دلسوزی

pityriasis[n]

پیتیریازیس

pivot[v][n]

چرخیدن,چرخیدن حول یک نقطه مرکزی • محور,چرخش حول یک محور

pivot door[n]

دَرِ محوری,دَرِ چرخان

pivot turn[n]

چرخش روی یک نقطه ثابت

pivotable[adj]

قابل چرخش,قابل تغییر جهت

pivotal[adj]

اساسی

pixel[n]

پیکسل

pixel art[n]

هنر پیکسلی

pixie[n]

پیکسی

pixie-bob[n]

گربه پیکسی‌باب

pixilation[n]

پیکسیلیشن

pizza[n]

پیتزا

pizza bianca[n]

نان سفید ایتالیایی,نان تخت ایتالیایی پخته شده در فر

pizza margherita[n]

پیتزا مارگاریتا

pizza parlor[n]

پیتزافروشی,رستوران پیتزا

pizza pie[n]

*پای پیتزا

pizza roll[n]

رول پیتزا

pizza shop[n]

پیتزافروشی,فروشگاه پیتزا

pizza stone[n]

*سنگ پخت پیتزا

pizzaface[n]

صورت پیتزا,چهره پیتزا

pizzeria[n]

پیتزافروشی

pizzicato[n][adv][adj]

پیزی کاتو,نوتی که به صورت پیزی کاتو نواخته می‌شود • پیتزیکاتو • پیتزیکاتو,کندن

pkhali[n]

پخالی

pla plao[n]

خوراک ماهی تایلندی

placard[n][v]

پارچه‌نوشته • اعلام کردن، آگهی کردن

placate[v]

تسکین دادن

place[n][v]

مکان • گذاشتن

place a burden on[phrase]

مسئولیت خاصی را به کسی واگذار کردن

place a call[phrase]

با کسی تماس گرفتن

place a demand on[phrase]

باری بر دوش کسی گذاشتن

place a deposit[phrase]

پول چیزی را پرداخت کردن

place a focus on[phrase]
place a restriction on[phrase]

برای کسی یا چیزی ایجاد محدودیت کردن

place a value on[phrase]

به کسی یا چیزی اهمیت خاصی دادن

place an emphasis on[phrase]

بر چیزی تاکید کردن

place an order[phrase]

چیزی را سفارش دادن

place bet[n]

شرط‌بندی روی اول یا دومی (اسب‌سواری)

place in the sun[phrase]

جایگاه دلخواه

place kick[n]

ضربه ثابت,ضربه از محل

place mat[n]

زیربشقابی

place of birth[n]

محل تولد,مکان تولد

place of origin[n]

مبدا,خاستگاه

place setting[n]

*سرویس غذاخوری تک‌نفره

place to be[phrase]
placeable[adj]

قابل تشخیص,قابل شناسایی

placebo[n]

دارونما

placement[n]

جایگذاری,موقعیتیابی

placenta[n]

جفت,پس‌زایمان

placid[adj]

آرام,بی‌حرکت

placket[n]

شکاف,درز تقویت شده

plagiarism[n]

دزدی ادبی

plagiarize[v]

سرقت ادبی کردن

plague[v][n]

به ستوه آوردن • طاعون

plaguey[adv][adj]

به طور آزاردهنده، به طور ناخوشایند • آزاردهنده,ناراحت کننده

plaguy[adv][adj]

به صورت آزاردهنده,به صورت ناخوشایند • آزاردهنده,مزاحم

plaice[n]

صاف‌ماهی

plaid[n]

لباس با طرح چهارخانه

plain[adj][n][v][adv]

ساده (در طراح) • دشت • شکایت کردن, نالیدن • ساده و راحت

plain as a pikestaff[phrase]

مثل روز روشن

plain as the nose on face[phrase]

واضح و بدیهی

plain clothes[n]

لباس عادی

plain flour[n]

آرد سفید

plain jane[phrase]
plain stitch[n]

کوک ساده,کوک پایه

plain weave[n]

بافت ساده

plain-clothes[adj]

لباس شخصی

plainly[adv]

به وضوح,آشکارا

plaintiff[n]

شاکی

plaintive[adj]

محزون

plait[n][v]

موی بافته • بافتن (مو)

plan[n][v]

برنامه • برنامه‌ریزی کردن

plan ahead[v]

از قبل برنامه ریزی کردن,پیش بینی کردن

plan b[n]

نقشه جایگزین

plan on[v]

برای انجام کاری برنامه‌ریزی کردن

planar[adj]

مسطح,تخت

plane[n][v][adj]

هواپیما • رنده کردن,صاف کردن • مسطح,صاف

plane angle[n]

زاویه مستوی

plane figure[n]

شکل مسطح,فرم مسطح

plane geometry[n]

هندسه صفحه,هندسه مسطحه

plane ticket[n]

بلیط هواپیما

planeload[n]
planer[n]

رنده,ماشین رنده

planet[n]

سیاره

planetarium[n]

آسمان‌نما

planetary[adj]

وابسته به سیارات

plank[n][v]

تخته,پلانک • پوشاندن با تخته,مفروش کردن با تخته

LanGeek
دانلود برنامه