pinwheelpitiable
از 47
pinwheelpitiable
pinwheel[n]

پینویل,چرخ باد

pinwheel cookie[n]

شیرینی فرفره‌ای

pinyin[n]

خط پین‌یین

pioneer[v][n]

پیشگام بودن • پیشگام,مهاجر

pioneering[adj]

پیشگام

pious[adj]

باتقوا

piously[adv]

مذهبی,با تقوا

pip[n][v]

هسته (درون میوه‌هایی مانند سیب و...) • کاملاً شکست دادن,خرد کردن

pipa[n]

*وزغ سورینامی

pipe[n][v]

لوله,نی • سوت زدن,جیک جیک کردن

pipe bender[n]

لوله‌خم‌کن

pipe clamp[n]

گیره لوله

pipe cutter[n]

انبر لوله‌بر

pipe down[v]

ساکت شدن

pipe dream[n]

امید واهی

pipe fitter[n]

لوله کش,متخصص نصب و تعمیر لوله و اتصالات

pipe fitting[n]

*رابط لوله

pipe organ[n]

ارگ بادی

pipe reamer[n]

برقو لوله‌تراش

pipe threader[n]

حدیده برقی

pipe vise[n]

گیره لوله,فیکس لوله

pipe wrench[n]

آچار لوله‌بازکن

pipeline[n]

*لوله‌کشی

piper[n]

نی‌‌انبان‌زن

pipette[n]

پیپت,قطره چکان

pipework[n]

لوله‌کشی,سیستم لوله

piping hot[adj]

لب‌سوز

pipistrelle[n]

*شب‌پرک‌

pipit[n]

ناخن‌دراز

pipsqueak[n]

کوتوله,ناقابل

piquancy[n]

گزندگی

piquant[adj]

تند

pique[n][v]

یک لحظه خشم,یک حالت ناراحتی • رنجاندن

pique turn[n]

چرخش پیکه,دوران پیکه

piquet[n]

پیکت

piracy[n]

دزدی دریایی,قرصنی

piranha[n]

پیرانیا

pirate[n][v]

دزد دریایی • غارت کردن,تصرف غیرقانونی

pirate film[n]

فیلم دزد‌ دریایی

piri-piri[n]

سس پیری‌پیری

pirog[n]

*پیروگ

pirouette[n][v]

چرخش کامل بدن روی نوک پا • پیروت زدن

pirozhki[n]

*پیراشکی

piscina[n]

حوضچه‌ای کنار محراب برای شستن وسایل مقدس

piscivorous[adj]

ماهی‌خوار

piss[v][n]

ادرار کردن,شاشیدن • ادرار,شاش

piss gulper[n]

نوشنده ادرار,بلعنده ادرار

piss monkey[n]

میمون ادرار,شخص حقیر

piss off[v]

کسی را به شدت آزار دادن

piss pig[n]

خوک کثیف,خوک حریص

pissant[n]

آدم بی‌ارزش,شخص ناچیز

pissbaby[n]

گریه‌زن,شکایت‌کننده

pissbrain[n]

احمق,نادان

pissbreath[n]

نفس ادرار,نفس بدبوی ادرار

pissed[adj]

عصبانی,ناراحت

pissed-off[adj]

عصبانی,ناراحت

pisser[n]

آزاردهنده,عصبی کننده

pissface[n]

صورت ادرار,حرومزاده

pisshead[n]

مست,الکلی

pissing[n]

ادرار ادرار,پیشاب کردن

pisskidney[n]

یک بی‌فایده,یک آشغال

pisslam[n]

اسلام تمسخرآمیز,اسلام تحقیرآمیز

pisslamic[adj]

اسلامی (تحقیرآمیز),مسلمان (توهین‌آمیز)

pisspot[n]

حقیر,ترحم‌انگیز

pisswizard[n]

فرد منزجرکننده,شخص حقیر

pissy bitch[n]

آدم بدخلق و نق نقو,شخص عصبانی و شکایت‌کننده

pistachio[n]

پسته

pistachio green[adj]

سبز پسته‌ای

pistachio nut[n]

پسته,مغز پسته

piste[n]

مسیر اسکی

pistol[n]

تپانچه,رولور

piston[n]

پیستون,پیستون میله

pit[n][v]

هسته,دانه • *هسته میوه را درآوردن

pit stop[n]

توقف در پیست,توقف فنی

pit viper[n]

افعی گودال

pita[n]

نان پیتا

pitanga[n]

*گیلاس سورینام

pitch[v][n]

پرتاب کردن,انداختن • پیچ,بازی پیچ

pitch a fit[phrase]
pitch a tent[phrase]
pitch black[n][adj]

سیاهی مطلق,سیاه مثل جوهر • سیاه مثل قیر,سیاه مثل زغال

pitch blackness[n]

تاریکی مطلق,سیاهی کامل

pitch in[v]

بلعیدن

pitch-black[adj]

تاریکی مطلق

pitcher[n]

پارچ

pitchfork[n][v]

چنگک,چنگک علوفه • بلند کردن با چنگک,برداشتن با چنگال

pitching machine[n]

ماشین پرتاب,پرتاب کننده خودکار

pitching rubber[n]

لاستیک پیتچینگ,سکوی پرتاب

pitchman[n]

دستفروش,شارلاتان

pitchnut[n]

pitchnut,یک بازی میزی کانادایی که در آن بازیکنان از انگشتان خود برای پرتاب دیسک‌های کوچک به مناطق امتیازی روی یک تخته چوبی گرد با جیب یا سوراخ استفاده می‌کنند

pitchout[n]

پرتاب عمدی خارج از منطقه استرایک,پیچاوت

pitchy[adj]

سیاه مانند زغال سنگ,سیاه مانند جت

piteous[adj]

رقت‌انگیز

pitfall[n]

خطر غیرمنتظره

pith[n][v]

مغز,پارانشیم مغزی • حذف مغز,برداشتن مغز

pith hat[n]

کلاه حصیری,کلاه استوایی

pith helmet[n]

کلاه پنبه‌ای

pithily[adv]

به طور خلاصه,به صورت مختصر و تاثیرگذار

pithy[adj]

پرمعنی

pitiable[adj]

قابل ترحم

LanGeek
دانلود برنامه