بعدازظهر • عصر,بعد از ظهر
بابا
پاکا
پاکارانا
سرعت (در راه رفتن، دویدن...) • قدمرو کردن • با احترام به,با اجازه
ساعت سرعت,کرونومتر شنا
یک خط,یک پاسلاین
تعیین کننده سرعت,اسب پیشرو
سرعتسنج,پیشرو
پاچینکو
پچیسی,یک بازی تختهای قدیمی هندی به شکل صلیب و دایره که با تاس و مهره بازی میشود، جایی که بازیکنان برای حرکت دادن مهرههای خود در اطراف تخته و گرفتن مهرههای حریف مسابقه میدهند تا به مرکز برسند و برنده شوند
ستبرپوست
ناخن ضخیم مادرزادی
اقیانوس آرام • مربوط به اقیانوس آرام,هم مرز با اقیانوس آرام
آبی اقیانوسی
ساحل اقیانوس آرام,کرانه اقیانوس آرام
جزایر اقیانوس آرام,مجمعالجزایر اقیانوس آرام
اقیانوس آرام,بزرگترین اقیانوس جهان
پستانک
صلحطلبی,عدم خشونت
صلح طلب,مخالف جنگ • آرامشطلب
آرام کردن,تسکین دادن
جمع کردن (وسایل) • بسته
حیوان باربر
جمع کردن
در زمانی کوتاه کارهای زیادی انجام دادن
یک مشت دروغ
با عجله جایی رفتن
بهطور کامل پر کردن
موش کپهساز
وسیله جمع کردن
بسته • بستهبندی کردن
تور مسافرتی با خدمات کامل
فروشگاه نوشیدنی های الکلی,فروشگاه بسته
تور مسافرتی
بسته بندی شده,محافظت شده
بستهبندی
بیش از حد شلوغ
کیپ تا کیپ چپیده
(ناهار، میوه و...) بستهبندیشده (برای بردن به مدرسه و...)
بسته بند,کارگر بسته بندی
پاکت
اسب بارکش
بسته بندی,پک کردن
دستفروش,پخش کننده دوره گرد
ذخیرهکننده,کلکسیونر وسواسی
کوله پشتی,کیف دوشی
عهد
با روند داستانی سریع
کف پنجه • پر کردن,باد کردن
*پادسییو (نودل تایلندی)
پدتای
پر شده,لایه دار
اتاقک نرم پوشدار
پر شده,لایهدار
لایه نرم درونی
پارو زدن,قایقرانی کردن • پارو
برس مو
عروسک پارویی,عروسک پدالی
گلیمِ خود را از آب بیرون کشیدن
پدل تنیس,پادل
پدبال
تخته پدل,پدلبورد
یوگای پدل بورد,یوگا روی پدل بورد
پاروزنی ایستاده
پدلر,قایقران
پادوک,محوطه کوچک اسب
پدی,برنج در پوسته
مزرعه برنج,زمین شالی
ماشین پلیس,ون زندان
پدیملون,والابی کوچک
پدل,پدل
فیلاندر
قفل آویز,قفل • قفل زدن,با قفل بستن
کشیش نظامی,پدر نظامی
سرود ستایش,نشید سپاس
پائیا
بتپرست,کافر • کافر,چندخدایی
دین بتپرستی,کیش بتپرستی
پرستش خدایان متعدد
صفحه • پیج کردن
کلید بازگشت به صفحه قبل
کتاب جذاب و هیجانانگیز
کتاب زمیننگذاشتنی
نمایش مجلل و تاریخی
مراسم مجلل
پیجبوی,مدل موی پیجبوی
بیماری استخوان پاژه
پاگودا (معبد بودایی)
پای گو,یک بازی قمار چینی که با مجموعه ای از دومینوهای چینی بازی می شود، جایی که بازیکنان دو دست تشکیل می دهند، یکی بالا و یکی پایین، و با دست های بانکدار رقابت می کنند
پرداخت شده,حقوق بگیر
مرخصی با حقوق,مرخصی استحقاقی
مرخصی با حقوق
سطل
درد • درد دادن,آزار دادن
قرص مسکن,داروی ضد درد
دردناک