بهطور دردناک
مسکن (دارو)
مسکن (دارو)
بدون درد
بدون درد,بدون رنج
پرزحمت
موشکافانه
رنگ کردن • رنگ
نشانگر رنگ,مارکر رنگ
پد نقاشی
غلتک رنگ
اسپری رنگ
رنگپاککن
در تزئینات زیادهروی کردن
حسابی خوشگذرانی کردن
سینی رنگ,ظرف رنگ
انیمیشن نقاشی روی شیشه
پینتبال (نوعی ورزش)
تفنگ پینتبال,اسلحه پینتبال
جعبه رنگ
قلممو
*رنگینبانو
نقاش
نقاشانه,هنری
نقاشی (تصویر)
کاردک نقاشی
کار رنگ,لایه رنگ
جفت • جفت شدن,تشکیل زوج دادن
جفت انبردست,انبردست
جفت انبردست,انبردست
جفت قیچی,قیچی
جفت انبر,انبر
جفت شلوار,شلوار
انبرک,موچین
در گروههای دونفره قرار دادن
اسکیت نمایشی دو نفره,اسکیت روی یخ دو نفره
کار جفتی,کار دو نفره
بتهجقه • پیزلی,با طرح کشمیری
لباسخواب
پاکهواج
پاکستان
سبز پاکستانی
*پاکوره
رفیق
کاخ
کاخ ورسای
خوشمزه
آوای سختکامی (زبانشناسی) • کامی,مربوط به کام
کامیشدگی
کام (دهان)
کاخی
لوزه کامی,لوزه حلقی
حرف مفت,سخنان بیمعنی • مذاکره طولانی کردن,بحث کردن
دامنشلواری
کمرنگ • رنگپریده شدن • میخ چوبی,تخته حصار
*آبجو پاله آله
در مقایسه با کم رنگ تر به نظر رسیدن,در مقایسه با کم اهمیت تر بودن
رنگ باختن (در مقایسه با کسی یا چیز دیگری)
به اندازه کسی یا چیزی مهم نبودن
زرد کم رنگ,زرد روشن
کمرنگی
*رژیم غذایی پارینهسنگی
دیرین زیستشناس,دانشمندی که اشکال زندگی باستانی را مطالعه میکند
دیرینهاقلیمشناسی,مطالعه آب و هوای دوران گذشته
قاره باستانی,خشکی قدیمی
کتیبهشناسی
پارینهسنگی,عصر سنگ قدیم • پارینهسنگی,مربوط به دوره پارینهسنگی
دیرینشناس
دیرینشناسی
پالتو مردانه
پالت نقاشی
کاردک نقاشی
زدودهنوشت
واروخوانه
نرده چوبی,تخته حصار
شعر انکار و تکذیب
حصار • حصار کشیدن,محصور کردن با دیوار
جذابیت خود را از دست دادن,کم رنگ شدن • پرده,پوشش
پنجره پالادیویی
گربه پالاس
پالت,تخته مخلوط کردن
دستگاه معکوس کننده پالت,دستگاه برگردان پالت
جک پالت
تسکین دادن
تسکیندهنده,درمان تسکیندهنده • تسکیندهنده
رنگپریده
رنگ پریدگی,پریدگی رنگ
توپ هدف,پالینو
نوار سفید مخصوص کشیکهای ردهبالا
رنگپریدگی
کف دست • در کف دست پنهان کردن,ناپدید کردن
قلب نخل
چیزی را به کسی انداختن
روغن پالم
کفبینی
شکر نخل,شکر خرما
درخت نخل