picture-perfectpilgrim's journey
از 47
picture-perfectpilgrim's journey
picture-perfect[adj]

همه‌چیز تمام

picturesque[adj]

تماشایی

picturesquely[adv]

به صورت نقاشی‌گونه,به شیوه‌ای دیدنی

piddle[n][v]

شاش,حوض کوچک ادرار • ادرار کردن,شاشیدن

piddling[adj]

کوچک و ناچیز

pidgin[n]

نیم‌زبان

pidginization[n]

فرایند شکل‌گیری نیم‌زبان

pie[n]

پای (نوعی کیک)

pie chart[n]

نمودار دایره‌ای

pie in the sky[phrase]

خیال خوشِ بعید

pie iron[n]

*دستگاه ساندویچ‌ساز

pie rule[n]

قانون حذف مزیت شروع اول

pie-eyed[adj]

مست و مدهوش,کاملاً مست

piece[n][v]

تکه • سرهم کردن,متصل کردن

piece de resistance[n]

نمونه برجسته (در یک کلکسیون)

piece of ass[phrase]

یک سکس,یک همخوابگی

piece of cake[phrase]

مثل آب خوردن

piece of cloth[n]

تکه پارچه,قطعه پارچه

piece of crap[phrase]
piece of furniture[n]

قطعه مبلمان,مبلمان

piece of garbage[phrase]
piece of nothing[phrase]

فردی عادی و بی‌اهمیت

piece of paper[phrase]

برگه کاغذ

piece of shit[phrase]
piece of trash[phrase]
piece of work[phrase]

آدم مزخرف

piece together[v]

سرهم کردن

piecemeal[adv][adj]

به‌تدریج • مرحله‌به‌مرحله

piecrust table[n]

میز با لبه تزئینی شبیه به لبه پیچ خورده پوسته پای,میز کوچک دایره ای با لبه تزئینی

pied[adj]

رنگارنگ

pied-a-terre[n]

محل اقامتی که به طور موقت استفاده می‌شود

pied-piping[n]

همراهی ساختار با عنصر پرسشی

piehole[n]

دهن,پوزه

pieplant[n]

ریواس,گیاه پای

pier[n]

اسکله

pierce[v]

سوراخ کردن,نفوذ کردن

pierced[adj]

سوراخ شده,پنچر شده

pierced earring[n]

گوشواره میخی

piercing[adj][n]

نافذ,تیز • پیرسینگ

piercingly[adv]

به صورت نافذ,به شدت

pierid[n]

پیرید,هر یک از پروانه‌های رنگ‌پریده که سه جفت پای کاملاً رشد یافته دارند

pierid butterfly[n]

*کاهی‌بالان

pietrain[n]

پیتِرین,نژاد خوک پیتِرین

piety[n]

پارسایی

piff[adj]

عالی,خارق‌العاده

piffling[adj]

کوچک و ناچیز

pig[n][v]

خوک • زاییدن,به دنیا آوردن

pig in a poke[phrase]

خریدِ چشم‌بسته

pig out[v]

پرخوری کردن,مثل خوک خوردن

pig shite[n]

گه خوک,پسمانده خوک

pig slop[n]

زباله,پست

pig-dog[n]

خوک-سگ,پست

pig-farmer[n]

بی‌ادب,کشاورز خشن

pig-headedly[adv]

لجبازانه

pig-slammer[n]

کثیف,پست

pig's ears[n]

گوش خوک,قارچ خوراکی با بدنه میوه‌ای قهوه‌ای که اغلب ترکیبی است

pigboat[n]

زیردریایی,کشتی جنگی غوطه‌ور

pigeon[n]

کبوتر

pigeon pair[n]

یک پسر و یک دختر

pigeon pea[n]

نخود کفتری

pigeonhole[n][v]

قفسه • برچسب زدن,طبقه بندی کردن

pigfucker[n]

پست,خبیث

piggy[n][adj]

بچه خوک,خوک کوچک • شبیه خوک,حریص

piggy pink[adj]

صورتی خوکی

piggyback[n][v][adv]

حمل روی شانه,حمل پشت • همتراز کردن با,هماهنگ کردن با • روی پشت یا شانه,سوار بر باسن

pigheaded[adj]

کله‌شق

pigheadedness[n]

کله‌شقی

piglet[n]

بچه خوک

pigment[n][v]

رنگدانه • رنگ آمیزی کردن,رنگ زدن

pigmentation[n]

رنگدانه,رنگ آمیزی

pignolia[n]

دانه کاج خوراکی,پینیون

pignut[n]

*گردوی گرمسیری

pignut hickory[n]

درخت هیکوری تلخ,درخت گردوی تلخ آمریکایی

pigs in a blanket[phrase]

*رول سوسیس

pigskin[n]

پوست خوک,چرم خوک

pigslut[n]

خوک فاحشه,فاحشه خوک

pigsty[n]

طویله خوک,آغل خوک

pigtail[n]

موی گیسوبافته (دوطرفه)

pika[n]

خرگوش بی‌دم

pikasso guitar[n]

گیتار پیکاسو

pike[n]

اردک‌ماهی

pike on[v]

کسی را ناامید کردن

piked whale[n]

نهنگ کوچک فین بک,نهنگ کوچک فین بک آبهای ساحلی اقیانوس اطلس و آرام

pilaf[n]

*پلو

pilaster[n]

ستون‌نما

pilates[n]

پیلاتس

pilchard[n]

ساردین

pilcrow[n]

نشانه پاراگراف

pile[n][v]

توده • تلنبار کردن

pile into[v]

به سرعت وارد شدن به,هجوم بردن به

pile out[v]

سریع خارج شدن

pile up[v]

انباشته شدن

pile-up[n]

تصادف زنجیرهای,pile-up

pileup[n]

تصادف زنجیره‌ای

pilfer[v]

دله‌دزدی کردن

pilferage[n]

دزدی جزئی,برداشتن دزدکی

pilferer[n]

دزد خرده,جیب بر

pilgarlic[n]

فرد بیچاره,نفر رقت‌انگیز

pilgrim[n]

زائر

pilgrim's journey[n]

زیارت,سفر زائر

LanGeek
دانلود برنامه