pleonasticpneumatic hammer
از 47
pleonasticpneumatic hammer
pleonastic[adj]

پلئوناستیک,زائد

plethora[n]

فراوانی

plethoric[adj]

فراوان,بیش از حد

pleura[n]

پلورا,غشای پلور

pleural space[n]

فضای پلورال,حفره پلورال

plexus[n]

شبکه,شبکه عصبی

pliable[adj]

سازگار

pliant[adj]

راضی‌شو

plie[n]

خم کردن زانوها

pliers[n]

انبردست

plight[n][v]

مخمصه • سوگند خوردن,به طور رسمی وعده دادن

plight troth[phrase]

نامزد کردن

plimsoll[n]

کفش پارچه‌ای

plinth[n]

پایه ستون

plique-a-jour[n]

لعاب‌کاری آذینی

plod[v][n]

بازحمت راه رفتن • راه رفتن سنگین,راه رفتن آهسته

plodder[n]

فرد یا چیز کُند

plodding[n][adj]

کار خسته‌کننده,روال یکنواخت • کند

plonk[n][v]

صدای افتادن چیزی در مایع,پلونک • محکم گذاشتن,بدون دقت گذاشتن

plonker[n]

احمق,بی‌دست و پا

plop[n][v][adv]

پلپ,چلپ • خود را با صدا انداختن,با صدا نشستن • با صدای تُپ,با صدای تُق

plosive[n][adj]

هم‌خوان انسدادی (آواشناسی) • انسدادی (آواشناسی)

plot[n][v]

نقشه • توطئه چیدن

plot device[n]

طرح داستانی

plot drift[n]

انحراف از خط اصلی داستان

plot holder[n]
plot hole[n]

حفره داستانی

plot twist[n]

پیچش داستانی

plough back[v]

از طریق سرمایه گذاری مجدد کسب و کاری را گسترش دادن

plough through[v]

با قاطعیت کاری را انجام دادن

ploughland[n]

زمین قابل شخم,زمین قابل کشت

ploughman's lunch[n]

ناهار شخم‌زن (نوعی ناهار سرد انگلیسی)

plover[n]

سلیم (پرنده‌شناسی)

plow[v][n]

با گاوآهن شخم زدن • گاوآهن

plow into[v]

برخورد کردن به,کوبیدن به

plowland[n]

زمین قابل کشت,زمین شخم زده

plowman[n]

شخم زن,کشاورز

pluck[v][n]

برداشتن (اَبرو) • شجاعت,تصمیم

pluck out of the air[phrase]

همین‌طوری چیزی از خود درآوردن

plucky[adj]

با‌شهامت

plug[n][v]

دو شاخه (برق) • درپوش گذاشتن

plug and feather[phrase]

پلاگ و پر

plug and play[n]

آماده نصب و اجرا

plug away[v]

سخت و مداوم کار کردن

plug holes[phrase]
plug in[v]

به برق وصل کردن

plug into[v]

به پریز وصل کردن

plugged[adj]

مسدود شده,تغییر یافته با درج پلاگ

plughole[n]

سوراخ تخلیه,سوراخ پلاگ

plum[n][adv][adj]

آلو • دقیقاً، کاملاً • آلویی

plum in mouth[phrase]

لحن اشرافی

plum job[n]

شغل نان‌وآب‌دار

plum pudding[n]

پودینگ آلو,پودینگ غنی بخارپز یا آبپز شده که شبیه کیک است

plum tomato[n]

گوجه‌فرنگی آلویی

plum tree[n]

درخت آلو,درخت گوجه

plumage[n]

بال‌وپر

plumb[adv][v][n][adj]

کاملاً,تماماً • اندازه‌گیری عمق,سنجش عمق • شاغول,وزنه شاغول • کاملاً عمودی,شاقولی

plumb bob[n]

شاقول,وزنه شاقول

plumb line[n]

شاقول,نخ شاقول

plumber[n]

لوله‌کش

plumber's helper[n]

کمک لوله کش,ابزار دستی با فنجان مکش لاستیکی در یک انتها

plumbic[adj]

سربی,مربوط به سرب

plumbing[n]

لوله‌کشی

plumbing fixture[n]

وسیله لوله کشی,تجهیزات بهداشتی

plumbing system[n]

سیستم لوله‌کشی

plume[n][v]

پر,بال • آراستن یا آرایش با دقت زیاد

plummet[v][n]

سقوط کردن • وزنه فلزی خط شاقول,وزن خط شاقول

plump[adj][n][v][adv]

چاق • گروهی از پرندگان وحشی • انتخاب کردن,تصمیم گرفتن برای • مستقیم به پایین,با سنگینی

plump for[v]

انتخاب کردن,ابراز حمایت از

plump up[v]

تکان دادن

plunder[n][v]

غنیمت,غارت • غارت کردن,به تصاحب درآوردن

plunge[v][n]

فرو بردن,با فشار وارد کردن • در آب شیرجه رفتن

plunge into[v]

با اشتیاق کاری را شروع کردن

plunger[n]

پیستون,پلانجر

plunging[adj]

یقه هفت بسیار باز

plunk[v][n][adv]

گذاشتن (چیزی یا خود) با یا مانند یک صدا,با صدا گذاشتن (چیزی یا خود) • پلانک (ضربه‌ای در بیسبال که باعث افت ناگهانی توپ می‌شود),ضربه محکم (در بیسبال) • با صدای کوتاه و توخالی,با صدای کوتاه و گنگ

pluperfect[n][adj]

زمان گذشته کامل,پلوپرفکت • خیلی عالی

plural[n][adj]

جمع,شکل جمع • جمع (دستورزبان)

plural form[n]

حالت جمع (دستورزبان)

pluralism[n]

کثرت‌گرایی,تصدی همزمان چند منصب کلیسایی

pluralistic[adj]

کثرت‌گرا,چندگانه

plurality[n]

کثرت,اکثریت نسبی

plus[n][adj][prep]

به علاوه • برتر، استثنایی • تازه

plus fours[n]

شلوار گلف

plus one[v]

یکی از آشنایان فرد دعوت شده

plus sign[n]

علامت جمع یا مثبت

plush[adj][n]

مجلل • مخمل,پارچه نرم

plush carpet[n]

*فرش مخمل

plush toy[n]

عروسک پولیشی

pluto[n]
plutocracy[n]

توانگرسالاری

pluton[n]

ژرف‌سنگ

plutonium[n]
ply[v][n]

فراهم کردن,تامین کردن • لایه,طبقه

plyboard[n]

تخته چندلا,ورقه چندلا

plyers[n]

انبر,دم باریک

plywood[n]

تخته لایه

pm[n][v]

کالبد شکافی,بررسی پس از مرگ • پیام خصوصی فرستادن

pneumatic[adj]

هوایی

pneumatic hammer[n]

چکش بادی,چکش هوای فشرده

LanGeek
دانلود برنامه