پلئوناستیک,زائد
فراوانی
فراوان,بیش از حد
پلورا,غشای پلور
فضای پلورال,حفره پلورال
شبکه,شبکه عصبی
سازگار
راضیشو
خم کردن زانوها
انبردست
مخمصه • سوگند خوردن,به طور رسمی وعده دادن
نامزد کردن
کفش پارچهای
پایه ستون
لعابکاری آذینی
بازحمت راه رفتن • راه رفتن سنگین,راه رفتن آهسته
فرد یا چیز کُند
کار خستهکننده,روال یکنواخت • کند
صدای افتادن چیزی در مایع,پلونک • محکم گذاشتن,بدون دقت گذاشتن
احمق,بیدست و پا
پلپ,چلپ • خود را با صدا انداختن,با صدا نشستن • با صدای تُپ,با صدای تُق
همخوان انسدادی (آواشناسی) • انسدادی (آواشناسی)
نقشه • توطئه چیدن
طرح داستانی
انحراف از خط اصلی داستان
حفره داستانی
پیچش داستانی
از طریق سرمایه گذاری مجدد کسب و کاری را گسترش دادن
با قاطعیت کاری را انجام دادن
زمین قابل شخم,زمین قابل کشت
ناهار شخمزن (نوعی ناهار سرد انگلیسی)
سلیم (پرندهشناسی)
با گاوآهن شخم زدن • گاوآهن
برخورد کردن به,کوبیدن به
زمین قابل کشت,زمین شخم زده
شخم زن,کشاورز
برداشتن (اَبرو) • شجاعت,تصمیم
همینطوری چیزی از خود درآوردن
باشهامت
دو شاخه (برق) • درپوش گذاشتن
پلاگ و پر
آماده نصب و اجرا
سخت و مداوم کار کردن
به برق وصل کردن
به پریز وصل کردن
مسدود شده,تغییر یافته با درج پلاگ
سوراخ تخلیه,سوراخ پلاگ
آلو • دقیقاً، کاملاً • آلویی
لحن اشرافی
شغل نانوآبدار
پودینگ آلو,پودینگ غنی بخارپز یا آبپز شده که شبیه کیک است
گوجهفرنگی آلویی
درخت آلو,درخت گوجه
بالوپر
کاملاً,تماماً • اندازهگیری عمق,سنجش عمق • شاغول,وزنه شاغول • کاملاً عمودی,شاقولی
شاقول,وزنه شاقول
شاقول,نخ شاقول
لولهکش
کمک لوله کش,ابزار دستی با فنجان مکش لاستیکی در یک انتها
سربی,مربوط به سرب
لولهکشی
وسیله لوله کشی,تجهیزات بهداشتی
سیستم لولهکشی
پر,بال • آراستن یا آرایش با دقت زیاد
سقوط کردن • وزنه فلزی خط شاقول,وزن خط شاقول
چاق • گروهی از پرندگان وحشی • انتخاب کردن,تصمیم گرفتن برای • مستقیم به پایین,با سنگینی
انتخاب کردن,ابراز حمایت از
تکان دادن
غنیمت,غارت • غارت کردن,به تصاحب درآوردن
فرو بردن,با فشار وارد کردن • در آب شیرجه رفتن
با اشتیاق کاری را شروع کردن
پیستون,پلانجر
یقه هفت بسیار باز
گذاشتن (چیزی یا خود) با یا مانند یک صدا,با صدا گذاشتن (چیزی یا خود) • پلانک (ضربهای در بیسبال که باعث افت ناگهانی توپ میشود),ضربه محکم (در بیسبال) • با صدای کوتاه و توخالی,با صدای کوتاه و گنگ
زمان گذشته کامل,پلوپرفکت • خیلی عالی
جمع,شکل جمع • جمع (دستورزبان)
حالت جمع (دستورزبان)
کثرتگرایی,تصدی همزمان چند منصب کلیسایی
کثرتگرا,چندگانه
کثرت,اکثریت نسبی
به علاوه • برتر، استثنایی • تازه
شلوار گلف
یکی از آشنایان فرد دعوت شده
علامت جمع یا مثبت
مجلل • مخمل,پارچه نرم
*فرش مخمل
عروسک پولیشی
توانگرسالاری
ژرفسنگ
فراهم کردن,تامین کردن • لایه,طبقه
تخته چندلا,ورقه چندلا
انبر,دم باریک
تخته لایه
کالبد شکافی,بررسی پس از مرگ • پیام خصوصی فرستادن
هوایی
چکش بادی,چکش هوای فشرده