pantparadigmatic
از 47
pantparadigmatic
pant[v][n]

نفس‌نفس زدن • نفس‌نفس

pantaloons[n]

شلوار گشاد,شلوار پاچه گشاد

pantheism[n]

همه‌خدایی

pantheon[n]

پانتئون,مجموعه خدایان

panther[n]

پلنگ

panthera[n]

پلنگ,گربه‌سانان

panthera onca[n]

پانترا انکا,جگوار

panthera pardus[n]

پلنگ,یوزپلنگ

panthera tigris[n]

Panthera tigris,ببر

panties[n]

شورت زنانه

pantograph[n]

پانتوگراف,دستگاه کپی در مقیاس مختلف

pantomime[n][v]

پانتومیم • پانتومیم بازی کردن,بی کلام اجرا کردن

pantone[n]

*سیستم رنگ پنتون

pantothenic acid[n]

اسید پانتوتنیک,ویتامین B5

pantry[n]

گنجه خوراکی

pantry cabinet[n]

*کمد مواد غذایی

pants[n][adj]

شلوار • به‌دردنخور

pants suit[n]

*کت‌شلوار زنانه

pants-on-head[adv]

کاملاً دیوانه,مطلقاً مجنون

pantsuit[n]

کت و شلوار زنانه

pantyhose[n]

جوراب‌شلواری

pantyliner[n]

پد روزانه

pantywaist[n]

ترسو,بزدل

panzanella[n]

سالاد پانزانلا

pap[n][adj]

افکار بی‌ارزش,ایده‌های ساده‌لوحانه • ضعيف,بی‌محتوا

pap test[n]

آزمایش پاپ اسمیر

papa[n]

بابا

papa bear[n]

خرس پدر,پدر محافظ

papacy[n]

قلمرو پاپ

papadzules[n]

*پاپازولس (خوراک مکزیکی)

paparazzi[n]

عکاس سمج و مزاحم

papaw[n]

پاپایا,میوه پاپایا

papaya[n]

پاپایا (نوعی میوه استوایی)

papaya whip[adj]

رنگ پاپایای رسیده

paper[n][v]

کاغذ • پوشاندن با کاغذ,کاغذ کشیدن

paper burning art[n]

تکنیک هنری سوزاندن کاغذ

paper clip[n]

گیره کاغذ

paper craft[n]

کاردستی با کاغذ

paper doll[n]

عروسک کاغذی,عروسک برشی

paper embossing[n]

برجسته‌کاری روی کاغذ

paper folding[n]

هنر تاکردن کاغذ

paper layering[n]

هنر لایه‌سازی با کاغذ

paper marbling[n]

هنر ابری‌سازی کاغذ

paper modeling[n]

مدل‌سازی با کاغذ

paper over[v]

مشکلات یا اختلاف نظرها را پنهان کردن

paper over the cracks[phrase]

ماست‌مالی کردن

paper street[n]

خیابان کاغذی,خیابان خیالی

paper tiger[n]

قدرت پوشالی

paper towel[n]

دستمال لوله‌ای آشپزخانه

paper trail[n]

سند و مدرک قابل پیگیری

paper-thin[adj]

نازک مثل کاغذ,به نازکی یک برگ کاغذ

paperback[n][adj]

شومیز • جلد نرم,کاغذی

paperboard[n]

مقوا

papercutting[n]

هنر برش کاغذ

papermaking[n]

کاغذسازی

papers[n]

اسناد,کاغذها

paperwork[n]

کارهای کاغذی,مدارک اداری

papier-mache[n]

پاپیه ماشه

papillary dermis[n]

درم پاپیلاری,لایه پاپیلاری درم

papisher[n]

پاپیست,پاپیست

papist[n][adj]

پاپیست,کاتولیک رومی • پاپیست,کاتولیک رومی

papoose[n]

نوعی کیف برای حمل نوزاد

pappa[n]

بابا,پدر

pappardelle[n]

*پاپاردله

paprika[n]

پاپریکا (ادویه)

papyrus[n]

پاپیروس,دست‌نوشته روی پاپیروس

par[n][v]

پار,تعداد استاندارد ضربه‌ها • مساوی کردن

par for the course[phrase]

قابل انتظار

para alpine skiing[n]

اسکی آلپاین پارا,اسکی آلپاین پارالمپیک

para archery[n]

تیراندازی با کمان پارا,تیراندازی با کمان تطبیقی

para athlete[n]

ورزشکار پارالمپیک,ورزشکار معلول

para canoe[n]

پارا کانو,قایقرانی تطبیقی برای ورزشکاران با ناتوانی جسمی

para cross-country skiing[n]

اسکی صحرانوردی پارا,اسکی صحرانوردی سازگار شده برای ورزشکاران دارای معلولیت جسمی

para cycling road[n]

مسابقه دوچرخه‌سواری جاده‌ای پارا,رقابت دوچرخه‌سواری جاده‌ای برای ورزشکاران دارای معلولیت جسمی

para equestrian[n]

پارا اسب سواری,سوارکاری پارالمپیک

para ice hockey[n]

هاکی روی یخ پارا,هاکی سورتمه‌ای

para judo[n]

پارا جودو

para nordic skiing[n]

اسکی نوردیک پارا,اسکی نوردیک پارالمپیک

para powerlifting[n]

پارا پاورلیفتینگ,وزنه برداری پارالمپیک

para rowing[n]

پارا قایقرانی,قایقرانی طراحی شده برای ورزشکاران دارای معلولیت جسمی

para snowboard[n]

پارا اسنوبورد,اسنوبورد تطبیقی

para swimming[n]

شنا پارالمپیک,شنا رقابتی برای ورزشکاران دارای معلولیت جسمی

para taekwondo[n]

پارا تکواندو

para triathlon[n]

پارا تریاتلون

para-athletics[n]

پارا-دوومیدانی,رقابت‌های دوومیدانی طراحی شده ویژه برای ورزشکاران دارای معلولیت جسمی

parable[n]

مَثَل (ادبیات)

parabola[n]

سهمی (هندسه)

parabolic[adj]

تمثیلی,نمادین

parabolic arch[n]

طاق سهمی,طاق به شکل سهمی

paracetamol[n]

استامینوفن

parachute[n][v]

چتر • پرش با چتر

parachute harness[n]

تسمه چترنجات,سیستم بند چترنجات

parachute jumper[n]

پرشگر با چتر,شخصی که با چتر از هواپیما می پرد

parachuter[n]

چترباز

parachuting[n]

چتربازی

parachutist[n]

چترباز,پرشگر با چتر

paracord[n]

طناب پاراکورد

parade[n][v]

راه‌پیمایی (مخصوصاً برای جشن) • رژه رفتن, خودنمایی کردن

paradigm[n]

پارادایم (زبان‌شناسی)

paradigmatic[adj]

الگویی,نمونه‌ای

LanGeek
دانلود برنامه