pennilessperegrine
از 47
pennilessperegrine
penniless[adj]

بی‌پول

pennsyltucky[n]

مناطق روستایی آپالاش در پنسیلوانیا,پنسیلوانیای روستایی آپالاش

penny[n]

پنی

penny drop[phrase]

دوزاری کسی افتادن

penny for your thoughts[phrase]

به چی فکر می‌کنی؟

penny in the hole[phrase]
penny pincher[n]

آدم ناخن‌خشک

penny whistle[n]

نی‌لبک ساده

penny wise and pound foolish[phrase]

در خرج‌های کوچک سخت‌گیر، در خرج‌های بزرگ بی‌حساب

penny-farthing[n]

پنی-فرتینگ,دوچرخه با چرخ جلو بزرگ

penny-pinching[adj][n]

خسیس • خست,حرص

penny-wise[adj]

صرفه‌جو فقط در مسائل کوچک,کم‌خرج فقط در جزئیات

pennyroyal[n]

پونه

pennywhistle[n]

فلوت ارزان قیمت,پنی ویستل

pension[n][v]

حقوق بازنشستگی • بازنشسته کردن,مستمری دادن

pension off[v]

کسی را مجبور به بازنشستگی کردن

pension plan[n]

برنامه بازنشستگی

pension pot[n]

صندوق بازنشستگی

pensionable age[n]
pensioner[n]

مستمری‌بگیر

pensive[adj]

اندیشناک

pensively[adv]

با تفکر,به طور اندیشمندانه

pent-up[adj]

سرکوب‌شده (احساسات,...)

pentad[n]

عدد پنج

pentadecagon[n]

*پانزده‌ضلعی

pentagon[n]

پنتاگون,ساختمان پنتاگون

pentagonal[adj]

پنج ضلعی

pentagonal prism[n]

*منشور پنج‌ضلعی

pentagonal pyramid[n]

*هرم مخمس‌القاعده

pentagram[n]

ستاره پنج‌پر

pentahedron[n]

پنج‌وجهی

pentameter[n]

پنج‌وتدی (از اوزان شعری)

pentangular[adj]

پنج ضلعی,به شکل پنج ضلعی

pentathlon[n]

ورزش‌های پنج‌گانه

pentavalent[adj]

پنج‌ظرفیتی

penthouse[n]

پنت‌هاوس

penultimate[n][adj]

پنآلتیمیت,هجای پنآلتیمیت • یکی‌به‌آخرمانده

penurious[adj]

بی‌بضاعت

penury[n]

تنگ‌دستی

penutian languages[n]

زبان‌های پنوتی

peony[n]

صدف,گل رز چینی

people[n][v]

مردم • جمع کردن,پر کردن

pep pill[n]

قرص محرک,قرص انرژی

pep rally[n]

گردهمایی تشویقی,مجمع اشتیاق

pep talk[n]

نطق انگیزشی

pep up[v]

انگیزه دادن

peplos[n]

پپلوس,لباس سنتی زنان یونانی

peplum[n]

دامن کوتاه

pepper[n][v]

فلفل • فلفل زدن

pepper grinder[n]

آسیاب فلفل,خردکن فلفل

pepper mill[n]

فلفل‌ساب

pepper pot[n]

فلفل‌پاش

pepper shaker[n]

*فلفل‌پاش

pepper-and-salt[adj][n]

مش (مو) • فلفل و نمک,پارچه فلفل و نمک

pepper's ghost[n]

شبح پپر

peppercorn[n]
peppermint[n]

آبنبات نعنافلفلی

peppermint candy[n]

آبنبات نعناع فلفلی,شیرینی با طعم نعناع

pepperoni[n]

*پپرونی

pepperoni roll[n]

رول پپرونی

peppery[adj]

فلفلی

peppy[adj]

سرحال

pepsi[n]

پپسی,پپسی کولا

pepsin[n]

پپسین

peptic ulcer[n]

زخم گوارشی

peptic ulcer disease[n]

زخم گوارشی

peptide[n]

پپتید,زنجیره کوتاه اسیدهای آمینه

per[prep]

هر

per annum[adv]

در سال,سالانه

per capita[adv]

برای هر فرد

per diem[n][adv][adj]

حقوق روزانه,پر دیم • روزانه • روزانه

per se[adv]

به خودی خود,در واقع

per year[adv]

در سال,سالانه

perambulate[v]

ول گشتن

perc[n]

یک پرک,یک قرص پرکوست

perceivable[adj]

قابل درک,قابل فهم

perceive[v]

آگاه شدن (از طریق حواس پنجگانه)

percent[adv][adj][n]

درصد • درصد • درصد

percent sign[n]

علامت درصد,درصد

percentage[n]

درصد

percentage sign[n]

علامت درصد,نشانه درصد

perceptible[adj]

قابل درک,محسوس

perceptibly[adv]

محسوس,قابل توجه

perception[n]

درک

perceptive[adj]

باهوش و زیرک

perch[v][n]

نشستن (پرنده) • *نشیمن‌گاه پرنده

percheron[n]

*اسب پرشرون

percipient[n][adj]

درک کننده,فردی که درک می‌کند • تیزبین

percolate[n][v]

پرکولات,محصول پرکولاسیون • انرژی گرفتن,بازیابی انرژی

percolator[n]

قهوه‌جوش

percussion[n]

ساز کوبه‌ای

percussion ensemble[n]

*گروه نوازنده سازهای کوبه‌ای

percussion instrument[n]

ساز کوبه‌ای

percussionist[n]

نوازنده سازهای کوبه‌ای

percussive[adj]

ضربه‌ای,کوبه‌ای

perdicinae[n]

کبک های جهان قدیم

perdition[n]

لعنت‌شدگی

peregrinate[v]

مسافرت کردن,گشتن

peregrination[n]

جهان‌گردی

peregrine[n][adj]

شاهین معمولی • مهاجر, کوچنده

LanGeek
دانلود برنامه