بیپول
مناطق روستایی آپالاش در پنسیلوانیا,پنسیلوانیای روستایی آپالاش
پنی
دوزاری کسی افتادن
به چی فکر میکنی؟
آدم ناخنخشک
نیلبک ساده
در خرجهای کوچک سختگیر، در خرجهای بزرگ بیحساب
پنی-فرتینگ,دوچرخه با چرخ جلو بزرگ
خسیس • خست,حرص
صرفهجو فقط در مسائل کوچک,کمخرج فقط در جزئیات
پونه
فلوت ارزان قیمت,پنی ویستل
حقوق بازنشستگی • بازنشسته کردن,مستمری دادن
کسی را مجبور به بازنشستگی کردن
برنامه بازنشستگی
صندوق بازنشستگی
مستمریبگیر
اندیشناک
با تفکر,به طور اندیشمندانه
سرکوبشده (احساسات,...)
عدد پنج
*پانزدهضلعی
پنتاگون,ساختمان پنتاگون
پنج ضلعی
*منشور پنجضلعی
*هرم مخمسالقاعده
ستاره پنجپر
پنجوجهی
پنجوتدی (از اوزان شعری)
پنج ضلعی,به شکل پنج ضلعی
ورزشهای پنجگانه
پنجظرفیتی
پنتهاوس
پنآلتیمیت,هجای پنآلتیمیت • یکیبهآخرمانده
بیبضاعت
تنگدستی
زبانهای پنوتی
صدف,گل رز چینی
مردم • جمع کردن,پر کردن
قرص محرک,قرص انرژی
گردهمایی تشویقی,مجمع اشتیاق
نطق انگیزشی
انگیزه دادن
پپلوس,لباس سنتی زنان یونانی
دامن کوتاه
فلفل • فلفل زدن
آسیاب فلفل,خردکن فلفل
فلفلساب
فلفلپاش
*فلفلپاش
مش (مو) • فلفل و نمک,پارچه فلفل و نمک
شبح پپر
آبنبات نعنافلفلی
آبنبات نعناع فلفلی,شیرینی با طعم نعناع
*پپرونی
رول پپرونی
فلفلی
سرحال
پپسی,پپسی کولا
پپسین
زخم گوارشی
زخم گوارشی
پپتید,زنجیره کوتاه اسیدهای آمینه
هر
در سال,سالانه
برای هر فرد
حقوق روزانه,پر دیم • روزانه • روزانه
به خودی خود,در واقع
در سال,سالانه
ول گشتن
یک پرک,یک قرص پرکوست
قابل درک,قابل فهم
آگاه شدن (از طریق حواس پنجگانه)
درصد • درصد • درصد
علامت درصد,درصد
درصد
علامت درصد,نشانه درصد
قابل درک,محسوس
محسوس,قابل توجه
درک
باهوش و زیرک
نشستن (پرنده) • *نشیمنگاه پرنده
*اسب پرشرون
درک کننده,فردی که درک میکند • تیزبین
پرکولات,محصول پرکولاسیون • انرژی گرفتن,بازیابی انرژی
قهوهجوش
ساز کوبهای
*گروه نوازنده سازهای کوبهای
ساز کوبهای
نوازنده سازهای کوبهای
ضربهای,کوبهای
کبک های جهان قدیم
لعنتشدگی
مسافرت کردن,گشتن
جهانگردی
شاهین معمولی • مهاجر, کوچنده