روباه دشتی,روباه کوچک خاکستری دشت های غرب آمریکای شمالی
تحسین کردن • ستایش,تمجید
پر از ستایش,پر از تحسین
به شکلی قابل ستایش,به روشی شایسته تحسین
قابل ستایش
ستایشگر,تمجیدکننده
پولکی بادام
کالسکه کودک
با افتخار راه رفتن • راه رفتن مغرورانه و خشک,راه رفتن پر زرق و برق
رقابت,مسابقه • شوخی کردن,سر به سر گذاشتن
کون,باسن
بیهوده سخن گفتن • ور ور,پرگویی
*گلاریول
وراجی کردن • وراجی,پرحرفی
میگو • صید میگو,شکار میگو
*تست میگو
دعا کردن
دعاکردن
کتاب دعا,نمازنامه
سجاده نماز,مصلای
شال نماز,طالیت
چرخ دعا,چرخ نیایش
نمازگزار,عابد
آخوندک
قبل از,پری
پیش پخت,پخت بدون پر کردن
برتری
ضربه پیشگیرانه,حمله پیشدستانه
پیشاصنعتی,قبل از عصر صنعتی
پیش دبستانی,مهد کودک پیش از دبستان
دست دوم
آموزش پیش دبستانی,آموزش قبل از ابتدایی
پیشتولید • مربوط به پیشتولید
انجمن پیشارافائلیها
بتن پیشتنیده
قبل از مالیات,پیش مالیات
موعظه کردن
موافقان را قانع کردن
واعظ
موعظهآمیز
پیش از نوجوانی,دوره قبل از نوجوانی
پیش نوجوانی,مربوط به کودکان بین 9 تا 12 سال
مقدمه • مقدمه چینی کردن,با مقدمه آغاز کردن
بیثبات
به صورت ناپایدار,به صورت نامطمئن
بتن پیشساخته
اقدام احتیاطی
احتیاطی
ورید اجوف فوقانی,ورید اجوف جمجمهای
جلوتر بودن از (زمان)
اولویت,تقدم
ماقبل • قبلی,سابقه
قبلی,پیشین
ژیپوس پیش مرکزی,چین خوردگی لوب پیشانی که در پشت توسط شیار مرکزی محدود شده و شامل ناحیه حرکتی است
قاعده اخلاقی
معلم,راهنما
حرکت تقدیمی
منطقه تجاری
گرانبها • گنج,جواهر
مرجان گرانبها,مرجان قرمز
فلز گرانبها
سنگ قیمتی
پرتگاه
عامل رسوب,عامل ایجاد کننده رسوب • عجولانه
رسوب کردن • رسوب,ته نشین • عجولانه, بیاندیشه
با عجله,بیتأمل
عجله,شتاب
باعجله
خلاصه • خلاصه کردن
دقیق
دقیقاً
دقت
ست پیچ گوشتی دقیق,مجموعه پیچ گوشتی دقیق
راستخطکاری
از وقوع چیزی جلوگیری کردن
(کودک) بالغتر از سن خود
پیشااستعماری,قبل از استعمار
از پیش تصور شده,پیش داوری شده
پیشداوری
پیششرطی کردن • پیششرط
علنا حمایت کردن
پیشتر پختهشده
ضربان پیشقفسهای
زمینهساز
قدمت بیشتری داشتن
شکارچی (حیوان)
شکارچی (جانور)
متصدی پیشین (در پست شغلی)
تقدیر
از پیش تعیین شده,از قبل تنظیم شده
پیشوابسته پیشرو
مخمصه
نمایش فرار از مخمصه
مسند,محکوم • تایید کردن,اعلام کردن
صفت مسند,ویژگی نهاد
اسم مسند,اسم محمول
ساختار گزاره-استدلال,رابطه گزاره-استدلال
گزارهای