کبک
*انگورک
پاره وقت,نیمه وقت
زایمان, فرآیند زایمان
مهمانی • مهمانی گرفتن
پارتیباز
بوق جشن,شیپور مهمانی
به جشن ادامه دادن,به خوشگذرانی ادامه دادن
به مهمانی رفتن,جشن گرفتن
دیوار مشترک,دیوار جداکننده
مهمانی دوست,پر انرژی
تازهبهدورانرسیده • نوکیسه, نوکیسهای
قدم (رقص)
حرکت باسک
قدمهای کوچک و سریع برای انتقال وزن روی پاها
پرش گربهای
رقص دونفره باله
حرکت انفرادی در رقص باله
پیاده رو, مسیر
شال پشمینه
زبان پشتو
پشتو,زبان پشتو
پاسکا
رقص اسپانیایی
گذشتن • مجوز,پاس
قانونگذاری کردن
انتقال دادن، رساندن
توزیع کردن
فوت شدن
سپری شدن
به نسل بعدی دادن
اشتباه گرفتن
کسی را قضاوت کردن
به زبان آمدن
قابل قبول بودن
چیزی را به جای چیز دیگری جا زدن
انتقال دادن (دانش، سنت و...)
غش کردن
نادیده گرفتن
بازی پاس,عمل پاس
نرخ قبولی,درصد قبولی
دور زدن,چرخاندن
دیگر کارایی نداشتن
مسئولیت را گردن دیگری انداختن
مسئولیت را واگذار کردن
یک حالت خاص را تجربه کردن
رد کردن
قبول-رد,گذراندن-عدم گذراندن
قابل عبور,گذرگاه
قابل قبول,نسبتا خوب
عبور,گذار
گذرگاه,راهرو
رمز عبور
منسوخ، از مد افتاده
مسافر
ماشین مسافربری,واگن مسافربری
پرواز مسافری,پرواز مسافربری
هواپیمای مسافربری,هواپیمای خطوط هوایی
شاهدخت مسافر,شاهدخت صندلی مسافر
صندلی مسافر,جایگاه مسافر
قطار مسافری,قطار مسافربری
وسیله نقلیه مسافربری,خودرو سواری
رقص سریع و سبک باروک
عابر,پیاده
گنجشکسانان,آوازخوانان
گنجشکسانان,راسته گنجشکسانان
گذرا • درگذشت,مرگ • به شدت,فوق العاده
لاین سبقت,لاین چپ
شوت عبور,ضربه عبوری
احساس شدید
کیک اشتیاق,کیک هویج
میوه گلساعتی
مشتاق
با شور و شوق
بی شور,بی احساس
منفعل • (دستور زبان) مجهول
قرار گرفتن در معرض دود سیگار دیگران
درک منفعل,فهم غیرفعال
حالت مجهول
به صورت منفعلانه,بدون مخالفت
گذرنامه
باجه کنترل گذرنامه
کلمه عبور
گذشته • گذشته • از مقابل • بعد از (یک زمان)
پیشکسوت
اسم مفعول (دستورزبان)
گذشته کامل پیشرونده,گذشته کامل استمراری
زمان گذشته کامل
ماضی استمراری
گذشته ساده
زمان گذشته (دستورزبان)
اوقات گذشته,زمانهای گذشته
پاستا
*دستگاه پاستاساز
*سالاد ماکارانی
سس پاستا