دستیار پزشک
فیزیکدان
فیزیک
سیما
گیتانگاری
فیزیولوژیکی,به روش فیزیولوژیکی
فیزیولوژیست,متخصص فیزیولوژی
فیزیولوژی
فیزیوتراپ
فیزیوتراپی
فیزیک بدن
*مواد شیمیایی گیاهی
فیتوکروم,پروتئین ویژه در گیاهان که میتواند نور را حس کند
فیتوپلانکتون,پلانکتون گیاهی
گیاه پالایی,پاکسازی با استفاده از گیاهان
پی,مهارکننده پروتئاز
نرمشامه
پیاف
پیانیسیمو • بسیار نرم
نوازنده پیانو
پیانو • نرم، با صدای آرام • پیانو
آکوردئون صفحهکلیدی
مکانیسم پیانو,عمل پیانو
*کنسرتو پیانو
موسیقی پیانو,صدای پیانو
پیانیست,نوازنده پیانو
معلم پیانو,آموزگار پیانو
پیانوفورته,پیانو
میدان,پلازا
پیبل من,پیت من
زاغ,زاغها
تند (طعم)
رندنامه
رندنامه
کوچک و ناچیز
ترشی خردل
فلوت پیکولو
دارکوبها
پیسigin,یک بازی سنتی توپ در کرواسی، که معمولاً در ساحل بازی میشود، جایی که بازیکنان سعی میکنند یک توپ کوچک را در هوا نگه دارند با استفاده از دستها و پاهایشان
انتخاب کردن • انتخاب
دعوا راه انداختن
با کسی بحث را شروع کردن
(اسب و...) برنده را انتخاب کردن
دلبخواهی انتخاب کردن
پیک اند رول,پیک و رول
اجزای چیزی را از هم جدا کردن
مدام از کسی انتقاد کردن
از کسی نظر خواستن
ایراد گرفتن
سریع بیرون کشیدن
با کسی ناعادلانه برخورد کردن
انتخاب کردن
جیب کسی را زدن,کیف کسی را زدن
با دقت گشتن
بلند کردن
تمیز کردن بعد از,جمع کردن بعد از
متوجه چیزی شدن
ادامه کار را به دست گرفتن
صورتحساب را پرداخت کردن
اوضاع را جمعوجور کردن
یک پیک-می,یک جوینده تأیید مردانه
انرژیبخش,تقویتکننده
جمله مخزنی
بازی جمع کردن چوبها,بازی چوبها
کلنگ,تیشه
*کلنگ (ابزار)
چیننده,درودگر
پیکت,گروه نگهبانی • با یک میخ بستن,با استفاده از یک میخ محکم کردن
پیکگارد
خیارشور • شور درست کردن
*گزک (چاشنی)
سوپ ترشی
چهره ترش,فرد همیشه اخمو
پیکل بال,یک ورزش راکتی که عناصر تنیس، بدمینتون و پینگ پونگ را ترکیب میکند، در زمین کوچکتری بازی میشود
*ترشیشده
ترشرو,اخمو
جیببر
جیببری
پیکاپ,کامیونت
وانت باربری
ایرادگیر
پیکنیک • در فضای باز غذا خوردن
همپیکنیک,شانه دودی خوک
*گوشت شانه خوک
*میز پیکنیک
تصویرنگاشت
آبی پیکتن
تصویری، بصری
عکس • تصور کردن,مجسم کردن
کتاب مصور
*قاب عکس
گالری هنری,موزه هنر
سالم و سرحال
چوبی که به دیوار زده میشود برای آویزان کردن عکس
عکاسی,گرفتن عکس
مانند کتاب تصویری,مثل صحنههای یک کتاب تصویری
تصویر در تصویر,ویدئو در تصویر