physician's assistantpicture-in-picture
از 47
physician's assistantpicture-in-picture
physician's assistant[n]

دستیار پزشک

physicist[n]

فیزیکدان

physics[n]

فیزیک

physiognomy[n]

سیما

physiography[n]

گیتانگاری

physiologically[adv]

فیزیولوژیکی,به روش فیزیولوژیکی

physiologist[n]

فیزیولوژیست,متخصص فیزیولوژی

physiology[n]

فیزیولوژی

physiotherapist[n]

فیزیوتراپ

physiotherapy[n]

فیزیوتراپی

physique[n]

فیزیک بدن

phytochemical[n]

*مواد شیمیایی گیاهی

phytochrome[n]

فیتوکروم,پروتئین ویژه در گیاهان که می‌تواند نور را حس کند

phytoplankton[n]

فیتوپلانکتون,پلانکتون گیاهی

phytoremediation[n]

گیاه پالایی,پاکسازی با استفاده از گیاهان

pi[n]

پی,مهارکننده پروتئاز

pia mater[n]

نرم‌شامه

piaffe[n]

پیاف

pianissimo[n][adj]

پیانیسیمو • بسیار نرم

pianist[n]

نوازنده پیانو

piano[n][adj][adv]

پیانو • نرم، با صدای آرام • پیانو

piano accordion[n]

آکوردئون صفحه‌کلیدی

piano action[n]

مکانیسم پیانو,عمل پیانو

piano concerto[n]

*کنسرتو پیانو

piano music[n]

موسیقی پیانو,صدای پیانو

piano player[n]

پیانیست,نوازنده پیانو

piano teacher[n]

معلم پیانو,آموزگار پیانو

pianoforte[n]

پیانوفورته,پیانو

piazza[n]

میدان,پلازا

pibble[n]

پیبل من,پیت من

pica[n]

زاغ,زاغها

picante[adj]

تند (طعم)

picaresque[adj]

رندنامه

picaresque novel[n]

رندنامه

picayune[adj]

کوچک و ناچیز

piccalilli[n]

ترشی خردل

piccolo[n]

فلوت پیکولو

picidae[n]

دارکوب‌ها

picigin[n]

پیسigin,یک بازی سنتی توپ در کرواسی، که معمولاً در ساحل بازی می‌شود، جایی که بازیکنان سعی می‌کنند یک توپ کوچک را در هوا نگه دارند با استفاده از دست‌ها و پاهایشان

pick[v][n]

انتخاب کردن • انتخاب

pick a fight[phrase]

دعوا راه انداختن

pick a quarrel[phrase]

با کسی بحث را شروع کردن

pick a winner[phrase]

(اسب و...) برنده را انتخاب کردن

pick and choose[phrase]

دل‌بخواهی انتخاب کردن

pick and roll[n]

پیک اند رول,پیک و رول

pick apart[v]

اجزای چیزی را از هم جدا کردن

pick at[v]

مدام از کسی انتقاد کردن

pick battles[phrase]
pick brain[phrase]

از کسی نظر خواستن

pick holes in[phrase]

ایراد گرفتن

pick nose[phrase]
pick off[v]

سریع بیرون کشیدن

pick on[v]

با کسی ناعادلانه برخورد کردن

pick out[v]

انتخاب کردن

pick somebody's pocket[v]

جیب کسی را زدن,کیف کسی را زدن

pick through[v]

با دقت گشتن

pick up[v]

بلند کردن

pick up a bug[phrase]
pick up after[v]

تمیز کردن بعد از,جمع کردن بعد از

pick up on[v]

متوجه چیزی شدن

pick up the baton[phrase]

ادامه کار را به دست گرفتن

pick up the bill for[phrase]

صورتحساب را پرداخت کردن

pick up the pieces[phrase]

اوضاع را جمع‌وجور کردن

pick-me[n]

یک پیک-می,یک جوینده تأیید مردانه

pick-me-up[n]

انرژی‌بخش,تقویت‌کننده

pick-up line[n]

جمله مخ‌زنی

pick-up sticks[n]

بازی جمع کردن چوب‌ها,بازی چوب‌ها

pickax[n]

کلنگ,تیشه

pickaxe[n]

*کلنگ (ابزار)

picker[n]

چیننده,درودگر

picket[n][v]

پیکت,گروه نگهبانی • با یک میخ بستن,با استفاده از یک میخ محکم کردن

pickguard[n]

پیک‌گارد

pickle[n][v]

خیارشور • شور درست کردن

pickle relish[n]

*گزک (چاشنی)

pickle soup[n]

سوپ ترشی

pickle-puss[n]

چهره ترش,فرد همیشه اخمو

pickleball[n]

پیکل بال,یک ورزش راکتی که عناصر تنیس، بدمینتون و پینگ پونگ را ترکیب می‌کند، در زمین کوچکتری بازی می‌شود

pickled[adj]

*ترشی‌شده

picklepuss[n]

ترشرو,اخمو

pickpocket[n]

جیب‌بر

pickpocketing[n]

جیب‌بری

pickup[n]

پیکاپ,کامیونت

pickup truck[n]

وانت باربری

picky[adj]

ایرادگیر

picnic[n][v]

پیک‌نیک • در فضای باز غذا خوردن

picnic ham[n]

همپیکنیک,شانه دودی خوک

picnic shoulder[n]

*گوشت شانه خوک

picnic table[n]

*میز پیک‌نیک

pictograph[n]

تصویرنگاشت

picton blue[adj]

آبی پیکتن

pictorially[adv]

تصویری، بصری

picture[n][v]

عکس • تصور کردن,مجسم کردن

picture book[n]

کتاب مصور

picture frame[n]

*قاب عکس

picture gallery[n]

گالری هنری,موزه هنر

picture of health[phrase]

سالم و سرحال

picture rail[n]

چوبی که به دیوار زده می‌شود برای آویزان کردن عکس

picture taking[n]

عکاسی,گرفتن عکس

picture-book[adj]

مانند کتاب تصویری,مثل صحنه‌های یک کتاب تصویری

picture-in-picture[n]

تصویر در تصویر,ویدئو در تصویر

LanGeek
دانلود برنامه