آدم بزدل • ترسو,بزدل
چندمهری
چندشوهری
پلیکربنات
مجتمع درمانی
پلیکیول,شبکه چندعشقی
سندرم تخمدان پلیکیستیک
پلیاستر
پلیاتیلن ترفتالات
فرد چندهمسردار
چندهمسری
مسلط به چند زبان • چندزبانه
چندضلعی
چند ضلعی
پلیگراف,دروغسنج
چندزنی
چندوجهی
اسید پلی لاکتیک,PLA
همهچیزدان
پلیمر
واکنش زنجیرهای پلیمراز
چندریخت,ارگانیسم چندریخت
*چند ریخت
التهاب عضلات متعدد
پلینزی,جزایر در بخش شرقی اقیانوسیه
پولونیکس
چندجملهای • چندجملهای,چندجملهای
تابع چندجملهای,تابع پلینومیال
گزنه دریایی
رشتهای از اسیدهای آمینه که به هم متصل شدند
*پلیساکارید
چندمعنایی
پلی استایرن,فوم پلی استایرن
چندهجایی
چندهجایی
حشو حرف ربط
زبان چندترکیبی
پلیتکنیک
مدرسه پلی تکنیک,موسسه فنی و حرفه ای
چندخداپرستی
پلیاتیلن
*چربی غیراشباع چندگانه
*اسید چرب چند غیر اشباع
پلیوینیل کلراید
پلیویژن
توپ ضد هوایی,مسلسل ضد هوایی
مگس میوه,دروزوفیلا
روغن معطر سر • روغن معطر به سر زدن
پوماتوم
*سیبی (میوه)
انار
دارابی
ماهی پامفره,ماهی پروانه ای
ضربه زدن,مشت زدن • دسته زین,قسمت جلویی بالای زین
خرک حلقه
پمپئی,شهر باستانی پمپئی
خودنمایی
مغرور,پرمدعا
با غرور,با تکبر
پانچو
آبگیر
کف استخر,اراذل
اسکیت باز برکه,حشره آبزی
اندیشیدن • یک موج عظیم,یک موج قدرتمند
کند و سنگین
سنگین,آهسته
نان ذرت
بوی بد,گند • بوی بد دادن,تعفن داشتن
پل,برآمدگی حلقوی
پاپ اعظم
پاپی,حکومت کلیسای کاتولیک روم • اظهارفضل کردن
شناور,پنتون
پل شناور
اسبچه
ماشین پونی,ماشین اسپورت فشرده
پرداخت کردن,پول دادن
مدل موی دماسبی
مدفوع کردن (به زبان بچگانه)
سگ پودل
بیهدف گشتن
همجنسگرا,لوطی
همجنسگرا,مرد همجنسگرا
تحقیر کردن,توهین کردن
استخر شنا • جمع کردن,ترکیب کردن
هاکی با نودل استخر,هاکی نودل استخری
میز بیلیارد,بیلیارد
اتاق بیلیارد,بیلیارد
کنار استخر,طرف استخر
یک مرد ترنس که به عنوان مرد پذیرفته نمیشود، اغلب با ظاهری لو رونده,یک ترنسمرد غیرپاسینگ، معمولاً با قیافهای آشکارکننده
یک زن، که صرفاً به عنوان یک شیء برای رابطه جنسی در نظر گرفته میشود,یک زن که منحصراً به عنوان یک شیء جنسی دیده میشود
کیسه مدفوع
سوراخ گه,حفره مدفوع
خوارنده مدفوع,خورنده گه
جمع کننده مدفوع,ابزار جمع آوری فضولات
پست,کثافت
ترسو,بچگانه
فقیر • فقرا
آه در بساط نداشتن
آه در بساط نداشتن
پسر فقیر,پو بوی