pavanepeafowl
از 47
pavanepeafowl
pavane[n]

رقص اشرافی آرام دوره‌ی رنسانس

pave[n][v]

پاوه,تنظیم با سنگ های قیمتی • سنگ‌فرش کردن

pave the way for[phrase]

راه را هموار کردن

paved[adj]

فرش شده,سنگفرش

pavement[n]

کف خیابان

pavement ant[n]

*کرم سنگی

pavement artist[n]

هنرمند خیابانی

pavement milling[n]

فرز کردن سنگفرش,حذف لایه آسفالت

pavement princess[n]

شاهدخت پیاده‌رو,ملکه ظاهر

paver[n]

ماشین آسفالت ریزی,غلطک راه سازی

pavilion[n]

خیمه بزرگ

paving stone[n]

سنگ‌فرش

pavlova[n]

پاولوا (نوعی دسر)

pavo[n]

طاووس

paw[n][v]

پنجه • *پنجه زدن

pawn[n][v]

گرو,رهن • گرو گذاشتن,به عنوان وثیقه گذاشتن

pawnbroker[n]
pawnshop[n]

بنگاه رهنی

pawpaw[n]

میوه پاوپاو

paxto[n]

پشتو,افغانی

pay[v][n]

پرداخت کردن • دستمزد

pay a compliment[phrase]

از کسی تعریف کردن

pay a debt[phrase]

بدهی خود را پرداخت کردن

pay a fine[phrase]

جریمه پرداخت کردن

pay a visit[phrase]

از جایی بازدید کردن

pay and display machine[n]

دستگاه پرداخت و نمایش,پارکومتر

pay as you go[phrase]

پرداخت بر طبق میزان مصرف

pay attention[phrase]

به کسی یا چیزی توجه کردن

pay back[v]

انتقام گرفتن

pay back in own coin[phrase]

تلافی کردن

pay cash[phrase]

نقدی پرداخت کردن

pay dearly[phrase]

تاوان سنگینی دادن

pay dirt[n]

کشف ارزشمند

pay dividends[phrase]

سودآور بودن

pay for[phrase]

پول چیزی را دادن

pay gap[n]

تفاوت میزان حقوق

pay heed to[phrase]

توجه کردن

pay homage[phrase]

بزرگ داشتن

pay into[v]

واریز کردن,سپرده گذاری

pay it forward[phrase]

کار خوبی کسی را با خوبی به دیگران جبران کردن

pay last respects[phrase]

به مردگان ادای احترام کردن

pay off[v]

نتیجه دادن

pay out[v]

پرداخت کردن

pay respect[phrase]

ادای احترام کردن

pay rise[n]

افزایش حقوق

pay television[n]

تلویزیون پولی

pay the fiddler[phrase]

عواقب کار خود را پذیرفتن

pay the piper[phrase]

تاوان کار خود را دادن

pay the price[phrase]

تاوانش را دادن

pay through the nose for[phrase]

قیمت گزاف دادن

pay too dearly for whistle[phrase]

بیش از ارزش چیزی هزینه دادن

pay tribute to[phrase]

تحسین کردن

pay up[v]

قرض خود را پس دادن

pay way[phrase]

خرج خود را دادن

pay-per-click[n]

پرداخت به ازای کلیک,هزینه به ازای کلیک

pay-per-view[n]

تماشای پولی

payable[adj][n]

قابل پرداخت,باید پرداخت شود • حساب قابل پرداخت,بدهی

payday[n]

روز پرداخت,روز حقوق

paying attention[n][adj]

توجه ویژه,نظارت دقیق • توجه کننده,هوشیار

payload[n]

بار مفید,بار

payment[n]

مبلغ پرداختی

payment method[n]
payne's gray[adj]

طوسی مایل به آبی تیره

payoff[n]

پاداش,نتیجه

payphone[n]

تلفن عمومی

pdq[adv]

خیلی سریع,فوراً

pe kit[n]

لباس ورزشی,کیت ورزش

pea[n]

نخودفرنگی

pea brain[n]

مغز نخودی,کله پوک

pea jacket[n]

پالتو ملوانی

pea pod[n]

غلاف نخود,پوسته نخود

peace[n]

صلح

peace and quiet[phrase]

آرامش و سکوت

peace offering[n]

پیشنهاد صلح

peace officer[n]

مامور صلح,افسر صلح

peace treaty[n]
peaceable[adj]

آرام

peaceful[adj]

صلح‌جو

peacefully[adv]

با آرامش

peacefulness[n]

آرامش,صلح

peacekeeper[n]

تفنگ نگهبان صلح,سلاح صلح

peacekeeping[n][adj]

حفظ صلح • حفظ صلح,برای صلح

peacekeeping mission[n]
peacemaker[n]

میانجی

peacetime[n]

زمان صلح,دوره صلح

peach[n][adj][v]

هلو • هلویی • لو دادن,جاسوسی کردن

peach fuzz[n]

موی کرکی

peach melba[n]

دسر هلو با سس تمشک

peach puff[adj]

گلبهی

peach tree[n]

درخت هلو,درخت شفتالو

peachick[n]

جوجه طاووس

peachy[adj]

هلویی

peachy-colored[adj]

به رنگ هلو,رنگ هلویی

peachy-coloured[adj]

به رنگ هلو,هلویی

peacoat[n]

ژاکت پشمی دوبل سینه ملوان,پیکوت

peacock[n]

طاووس نر

peacock blue[adj][n]

آبی طاووسی • آبی طاووسی,آبی مایل به سبز

peacock butterfly[n]

*طاووس سبز (پروانه)

peacock dance[n]

رقص محلی طاووس (آیینى جنوب شرق آسیا)

peafowl[n]

طاووس

LanGeek
دانلود برنامه