نسخه ارزانتر
فرد یا چیز دست کمگرفتهشده
بی شهامت,ترسو
بد نحو بدی • ناخوش
(ذرت) بو دادن • بابا,پدر • ناگهان,یکباره • محبوب
سر زدن,کمی رفت و آمد کردن
هنر پاپ
ریغ رحمت را سر کشیدن
*پاپ فیلتر
توپ پرتابی کوتاه,ضربه توپ بلند اما نه دور
تفنگ اسباب بازی پاپ,اسلحه اسباب بازی که صدای پاپ تولید می کند
ناگهان به کسی سر زدن
سر زدن
موسیقی پاپ
فوت کردن,مردن
ناگهان ظاهر شدن
به سرعت سر زدن,دیدار کوتاه داشتن
*پاپ پانک
*پاپ رپ
*پاپ راک
خواستگاری کردن
ناگهان ظاهر شدن
چشم های بیرون زده,چشم های برآمده
توپ کوتاه و بلند پرواز,توپ پرواز کوتاه و بلند
کتاب برجسته سهبعدی
کمپر جمع شونده,کمپر پاپ آپ
ذرت بوداده
دستگاه پاپکورن ساز
پاپ
درخت صنوبر,صنوبر
شریان پوپلیتئال,شریان اصلی پشت زانو
ورید پوپلیتئال,ورید اصلی پشت زانو
نان پاپادوم
سوپاپ قارچی شکل,سوپاپ پوپت
ترکیدن,صدای انفجار
قرمز شقایقی
تخم خشخاش
رولت خشخاش
سر شقایق,تزئین صندلی
بستنی یخی
عوام
محبوب
فرهنگ مردمی
موسیقی عامهپسند
علم عامهفهم
رأی عمومی,رأی مردمی
محبوبیت
عمومی کردن,محبوب کردن
محبوبانه,به طور گسترده
ساکن شدن,زندگی کردن
پرجمعیت
جمعیت
انفجار جمعیت,رشد سریع جمعیت
رشد جمعیت
عوامگرایی
پوپولیست,عوام فریب • پوپولیستی
پرجمعیت
پرسلان (ظروف)
ایوان
چراغ ایوان,روشنایی ایوان
خارپشت
منفذ (پوستی) • تمرکز کردن,توجه کردن
کامل بررسی کردن
متخلخل,پرمنفذ
گوشت خوک
*گوشت شکم خوک
*برش گوشت خوک
پای گوشت خوک
گوشت خوک کبابی,برش گوشت خوک مناسب برای کباب کردن
دنده خوک,برش گوشت خوک
خوک پرواری,خوک چاق شده
کلاه پورکپای
چاق
متخلخل,قابل نفوذ
پورفیرا,جلبک قرمز خوراکی
گرازماهی
حلیم
بندر • پورت کردن,سازگار کردن • چپ,سمت چپ
شهر بندری,بندر دریایی
حرکت و حالت دستها در باله
رقص دونفره
پناهِ روزِ سخت
خال لکهشرابی
قابل حمل,پورتابل • ماشین تحریر قابل حمل,قابل حمل
*دستگاه قابل حمل تهویه هوا
ساختمان سیار
پخش کننده نوار کاست قابل حمل,واکمن کاست
تلویزیون قابل حمل,تلویزیون پرتابل
پورتال,ورودی با شکوه
فانتزی جهانهای موازی
دروازه بالارو
سایبان ورودی
خبر از اتفاقی بد دادن
فال بد
بدشگون
باربر (هتل و غیره) • حمل کردن
پوشه,کیف