عبارت مسندی,ساختار مسندی
پیشبینی کردن
قابل پیشبینی
بهطور قابل پیشبینی
پیشبینی
پیشبینانه,پیشگویانه
تمایل
مستعد کردن
مستعد کردن
احتمال وقوع چیزی را افزایش دادن
مستعد
برتری
تاثیرگذار
عمدتاً
فشار خون بالا در بارداری بدون تشنج
فضیلت
برجسته
پیشدستی کردن • پیش دستی,پیشگیری
پیشگیرانه,پیشدستانه
پیشگیرانه,به صورت پیشگیرانه
*خود را تمیز کردن
از پیش وجود داشتن
پیشساخته
مقدمه • مقدمه نوشتن,معرفی کردن
دیباچهای
ترجیح دادن
بهتر
ترجیحاً
پرفرانس,پرفرانس روسی
ترجیح
ترجیحی,ممتاز
ترجیحاً,به صورت ترجیحی
ترجیح داده شده,مورد علاقه
ضمیر ترجیحی,ضمیر انتخاب شده
از پیش نشان دادن
پیشوند • پیشوند اضافه کردن,پیشوند به چیزی اضافه کردن
پیش پیشانی
قشر پیش پیشانی,لوب پیش پیشانی
قبل از مهمانی نوشیدن,آماده شدن با نوشیدن
بارداری
تست بارداری
باردار
از قبل گرم کردن (بهخصوص فر)
گیرکننده
گرفتن و نگهداشتن
ماقبلتاریخ
ماقبل تاریخ
آزمایش ژنتیکی پیش از لانهگزینی,تشخیص ژنتیکی پیش از کاشت
تبعیض • دچار تعصب کردن
متعصب
مقام اسقفی
دور مقدماتی,مرحله مقدماتی
مقدماتی • مقدماتی
متعلقات ابتدایی کتاب
مقدمه,پیش درآمد • به عنوان پیش درآمد نواختن,پیش درآمد نواختن
نارس
زودرس,خیلی زود
پیش پزشکی,آماده سازی برای دانشکده پزشکی
قبلاً فکر (چیزی را) کردن
عمدی
نخستوزیر • برای اولین بار اجرا کردن,نخستین نمایش دادن • اول,اولیه
لیگ برتر,لیگ برتر انگلیس
شب اکران • اولین نمایش,برای اولین بار ارائه دادن • اول,اولیه
نخست وزیری,سمت نخست وزیر
پیشفرض • فرض کردن,پیش فرض گرفتن
املاک
حق بیمه • برتر (از نظر کیفیت یا ارزش)
اوراق قرضه ممتاز
*غذاخوری درجه 1
دندان آسیای کوچک
دلشوره
پیش از تولد
غربالگری پیش از تولد
سونوگرافی قبل از زایمان
تعهدنامه قبل از ازدواج
مشغولیت فکری
فکر یا ذهن را به خود مشغول کردن
از قبل تعیین شدن
پیشخرید
کار آمادهسازی • آماده کردن (برای عمل جراحی)
*دستیار آشپز
پیشپرداخت
آمادهسازی
آماده سازی,مقدماتی
آماده سازی,مقدماتی
مدرسه آمادگی,دبیرستان خصوصی آمادگی
آمادهسازی کردن
زمینهسازی کردن
آماده
برتری (در تعداد یا مقدار)
مسلط,چیره
به طور غالب,به صورت مسلط
حرف اضافه
جدا شدن حرف اضافه,رها کردن حرف اضافه
حرفاضافهای
قید حرف اضافه,قیدی که با اضافه کردن یک حرف اضافه ساخته میشود
حالت حرف اضافه,حالت اضافی
عبارت حرف اضافه,جمله حرف اضافه
تحت تأثیر قرار دادن
جذاب,دلربا