ترسو,زن صفت
پیشی (گربه)
با احتیاط حرکت کردن,آهسته راه رفتن
قرار دادن • اختیار فروش,پوت
به کسی سرنخ دادن
حال چیزی را گرفتن
خفه شدن
به چیزی پایان دادن
اطلاعات را انتقال دادن
به کارهای ناتمام رسیدگی کردن
همه امید را به یک گزینه بستن
به چیزی پایان دادن
اختلافات را کنار گذاشتن
تخمین زدن
برگرداندن
به تعویق انداختن (یک قرار یا رویداد)
به بهترین شکل رفتار کردن
برای آینده پسانداز کردن
رک و راست حرف خود را زدن
زمین گذاشتن • خود را پایین آوردن
به چیزی نسبت دادن
به حساب تجربه گذاشتن
دقیقاً علت را فهمیدن
قاطعانه جلوی چیزی ایستادن
آبروی خود را بردن
دچار خجالت شدن
پای خود را بالا انداختن (برای استراحت)
ارائه دادن,پیشنهاد کردن
مطرح کردن
آبرو و جایگاه خود را به خطر انداختن
با دل و جان انجام دادن
اوضاع را سامان دادن
صحبت دیگری را قطع کردن
سفارش کسی را کردن
در یک رویداد خاص حضور یافتن
به کسی مسئولیت را واگذار کردن
کسی را سر جای خود نشاندن
در جریان گذاشتن
کسی را به کسی وصل کردن
اظهار نظر کردن
اظهار نظر کردن
به چیزی اختصاص دادن
آزامایش اثربخشی یک ایده
چیزی را با کسی مطرح کردن
جان خود را به دست کسی سپردن
سر و صورتِ چیزی را بزک کردن
خیال کسی را راحت کردن
بر (موفقیت) کاری تمرکز کردن
روی (اسب، سگ و...) شرط بستن
حرف را به عمل تبدیل کردن
بیجا اظهار نظر کردن
شانه خالی کردن
کار امروز را به فردا انداختن
پوشیدن • جعلی,نمايشی
خود را قوی نشان دادن
از کسی بت ساختن
خود را گرفتن
نقش بازی کردن
کسی را در خط تماس منتظر گذاشتن
کلاس گذاشتن
سر زبانها انداختن
به کسی اطلاع دادن
کسی را مجبور به حضور در دادگاه کردن
وزن اضافه کردن
خاموش کردن (آتش یا شعله)
نظرها را سبکسنگین کردن
از سر خود بیرون کردن
کسی را بازنشسته کردن
باموفقیت انتقال دادن
چیزی را نقش بر آب کردن
قیاس کردن (به منظور بهبود ایده یا حل مشکلات)
تحت فشار قرار دادن
اوضاع را درست کردن
در صددِ گرفتن کسی یا چیزی بودن
دل به کار دادن
کسی را تحت فشار قرار دادن (به ویژه برای دریافت پول)
جلوی چیزی را گرفتن
کارها را از آخر شروع کردن
آرامش را به هم زدن
زمان ساعت را به عقب بردن
زمان ساعت را جلو بردن
نشستن سر غذا