عشق نوجوانی
بازیگوش
خریدن • خرید
سفارش خرید,دستور خرید
خریدار,مشتری
بخش خرید
قدرت خرید,توان خرید
خالص
پاک و معصوم
*اصیل • *از نژاد خالص
پوره • صاف کردن,پوره کردن
فقط
ملین • مسهل,ملین قوی
برزخ (مسیحیت)
پاکسازی,تصفیه • پاکسازی,تمیز کردن
تصفیه کننده,پاک کننده
تصفیه کردن,پاکسازی کردن
نابگرایی
پوریست
پوریتن,فردی که به اصول مذهبی سختگیرانه پایبند است
صدایی شبیه صدای آب دادن • بافت معکوس,کوک معکوس
ربودن
بنفش • بنفش • بنفش کردن,رنگ ارغوانی زدن
کمربند بنفش,کمربند ارغوانی
نوشیدنی بنفش,شربت بنفش
*امپراتور ارغوانی
*طاووسک آمریکایی
قرص حاوی مخدر متامفتامین
بنفش شکوه کوهستان
*پیاز بنفش
شور بنفش,شور شدید
دوران موفقیت
صورتی جیغ
آبی مایل به بنفش,آبی ارغوانی
ادعا کردن • معنی,قصد
ادعا شده,به ظاهر
هدف • تصمیم گرفتن,حکم دادن
به طور خاص طراحی شده,برای این منظور ساخته شده
ساخته شده برای هدف خاص,طراحی شده به طور خاص
هدفمند,مصمم
عمداً,با هدف خاص
بی هدف,فاقد معنا
عمداً,از روی عمد
بنفش کپکی
خرخر,خرخر کردن • خرخر کردن (گربه)
پوریتو,گربه پیچیده
کیف (زنانه) • لب برچیدن
قلاب کیف,آویز کیف
خرفه پرپهن
تعقیب کننده,در تعقیب
مطابق با,بر اساس
تعقیب کردن
از طریق شغلی کسب درآمد کردن
تعقیب کننده,شکارچی
تعقیب,شکار
تامین کردن,فراهم آوردن
آذوقهرسان
حدود
هل دادن • عملِ هلدادن
به کسی بیرحمانه دستور دادن
عقب راندن,پس زدن
دکمه فشار,سوئیچ فشاری
روی اعصاب کسی راه رفتن
به پایین فشار دادن,پایین آوردن
صف را نادیده گرفتن
از حد گذشتن
ضربه پایی پرتابی,پرتاب پا
زیادی روی شانس حساب کردن
به انجام کاری ادامه دادن
به بیرون هل دادن,هل دادن
هل دادن
پاس فشار,پاس کوتاه
شوت هل دادنی,پرتاب هل دادنی
برای جشن حسابی خرج کردن
از مرزهای معمول فراتر رفتن
اکتشافات علمی جدید انجام دادن
محدودیتها را کنار زدن
به زور راه خود را باز کردن
بلند کردن
شروع به کار با هل دادن,هل دادن برای شروع به کار
شنای سوئدی
قطار کششی-فشاری,قطار با کنترل دوگانه
فرغون,واگن دستی
کالسکه بچه
کالسکه بچه,واگن بچه
پونز
شنای سوئدی
سمج
ترسو
گربه,پیشی
واژن,کص • چرکی,چرکین
ترسو حقیر,شخص رقتانگیز
مشتزن کس,ضربهزن واژن
تحت سلطه شریک زندگی,مطیع همسر