جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to poo-poo
01
مدفوع کردن (به زبان بچگانه)
(said in a playful or childlike manner) to defecate
مثالها
" You ca n’t go play until you ’ve poo-pooed and washed your hands, " the mother reminded him.
«تو نمیتوانی بروی بازی کنی تا وقتی که جیش نکردهای و دستهایت را نشستهای»، مادر به او یادآوری کرد.



























