جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Padding
01
لایه نرم درونی
soft material that is added to provide comfort or protection
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She added padding to the chair for extra comfort.
او بالشتک را به صندلی اضافه کرد برای راحتی بیشتر.
درخت واژگانی
padding
pad



























