padding
Pronunciation
/ˈpædɪŋ/

تعریف و معنی "padding"در زبان انگلیسی

Padding
01

لایه نرم درونی

soft material that is added to provide comfort or protection
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
She added padding to the chair for extra comfort.
او بالشتک را به صندلی اضافه کرد برای راحتی بیشتر.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه