جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pitter-patter
01
صدای تق تق, صدای تاپ تاپ
a series of rapid tapping sounds
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
to pitter-patter
01
تق تق کردن, طنین زدن
make light, rapid and repeated sounds
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
pitter-patter
سومشخص مفرد
pitter-patters
وجه وصفی حال
pitter-pattering
گذشته ساده
pitter-pattered
اسم مفعول
pitter-pattered
02
چکیدن, باریدن آرام
rain gently
pitter-patter
01
تپ تپ, تیک تیک
describing a rhythmic beating
اطلاعات دستوری
02
تپ تپ, پیتِر-پاتِر
as of footsteps



























