جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prohibitionist
01
ممنوعیت گرا, حامی منع الکل
a person who supports or advocates for the prohibition of alcohol
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
prohibitionists
مثالها
The prohibitionist rallied for stricter laws against alcohol sales in the community.
ممنوعیتگرا برای قوانین سختتر علیه فروش الکل در جامعه تظاهرات کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
prohibitionist
prohibition
prohibit



























