جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
وایفای رایگان در این کافه موجود است.
حیوانات نجات یافته در زیستگاه طبیعی خود رها شدند.
آزاد, رها
او بالاخره موهایش را از برس درهم پیچیده رها کرد.
آزاد, مستقل
او آزاد به دنیا آمد، هیچکس مالک او نبود.
او از یک بعدازظهر آزاد لذت برد، که به او اجازه داد استراحت کند و کتابی در پارک بخواند.
الکترونهای آزاد در رسانا حرکت میکنند تا جریان الکتریکی ایجاد کنند.
خالی
برای برنامهریزی یک جلسه، بررسی کنید که آیا سالن کنفرانس در زمان مورد نظر خالی است.
آزاد, تقریبی
کتاب یک ترجمه آزاد بود، که بر پیام تمرکز داشت نه کلمات دقیق.
خانه پس از خاموش شدن آتش عاری از دود بود.
آزاد, رها شده
پس از عمل جراحی، او از درد رها شده بود.
سخاوتمند, بخشنده
او به خاطر سخاوت در وقتش معروف بود، همیشه به دیگران کمک میکرد.
آزاد, مجاز
شما در جلسه آزاد هستید که سوال بپرسید.
آنها برای یک جامعه آزاد جنگیدند که در آن هر فرد میتوانست بدون ترس از ستم زندگی کند.
رک, بیپرده
او در انتقاداتش آزاد است، هرگز از اشاره به نقصها اجتناب نمیکند.
روش آزاد او دیگران را ناراحت میکرد، زیرا بدون تردید با غریبهها صحبت میکرد.
آیا امشب آزاد هستی تا به سینما بروی؟
پلیس به دلیل کمبود شواهد تصمیم گرفت متهم را آزاد کند.
رها کردن, آزاد کردن
او پرنده را از توری که در آن گیر کرده بود رها کرد.
رها کردن, آزاد کردن
با پایان دادن به پروژهاش زودتر، او خود را برای کمک به تکلیف جدید آزاد کرد.
پاک کردن, آزاد کردن
او به سرعت کار کرد تا مسیر را از میان کف شلوغ آزاد کند.
سیاست جدید旨在 رها کردن کارمندان از کارهای اداری غیرضروری، به آنها اجازه میدهد تا بر وظایف خلاقانه تمرکز کنند.
رها کردن, آزاد کردن
درمان او را از اضطرابش رها کرد، به او اجازه داد تا با آرامش بیشتری زندگی کند.
رها کردن, قابل دسترس کردن
او تصمیم گرفت پسانداز خود را آزاد کند تا هزینه تعمیرات را بپردازد.
آزادانه, بدون محدودیت
او آزادانه رقصید، از لحظه لذت میبرد.
نمونهها در بازار رایگان توزیع شدند.
بدون, عاری از
او برای حفظ رژیم غذایی سالم خود دسر بدون شکر را انتخاب کرد.
درخت واژگانی



























