جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او یک چهارم شکلات را خورد و بقیه را برای بعد نگه داشت.
سکه کانادا یا آمریکا
من از یک سکه 25 سنتی برای پرداخت پارکومتر استفاده کردم.
سه ماهه, چهارم
دانشآموزان در پایان سهماهه زمستان امتحانات خود را خواهند داد.
ربع, دوره
تیم در کوارتر پایانی بازی دو تاچ داون به ثمر رساند.
دوره سهماهه
سود شرکت در سهماهه دوم سال افزایش یافت.
ما یک ربع ساعت قبل از شروع جلسه وقت داریم.
ربع آخر, ربع ماه
ربع آخر ماه پایان چرخه قمری را نشان داد.
چهارم, یک چهارم
دستور غذا به یک چهارم قاشق چایخوری نمک برای چاشنی نیاز دارد.
یک چهارم هاندریدوییت, یک کوارتر
محموله وزن یک چهارم هاندردویت را داشت.
یک چهارم هاندریدوییت, یک کوارتر
تاجر زغال سنگ یک کوارتر هاندریدویت سوخت تحویل داد.
محله, منطقه
آنها بعدازظهر را به گشتوگذار در محله تاریخی شهر گذراندند.
ربع, جهت اصلی
باد به طور پیوسته از ربع شمالی میوزید.
منبع, منشأ
شایعات درباره ارتقا از یک ربع آمد.
ربع, عقب
ملوانان یک کشتی را دیدند که از ربع سمت راست نزدیک میشد.
به چهار قسمت تقسیم کردن
لطفاً سیب را به چهار قسمت تقسیم کنید تا بتوانیم به طور مساوی تقسیم کنیم.
اسکان دادن, پناه دادن
شورای شهر تصمیم گرفت پناهندگان را در مسکنهای خالی اسکان دهد تا زمانی که ترتیبات دائمی انجام شود.
گشت زدن, به روشی سیستماتیک جستجو کردن
به محققان دستور داده شد که برای جمعآوری دادههای مربوط به جمعیت حیات وحش، جنگل را پیمایش کنند.
ماه در ربع است, ماه وارد ربع خود میشود
امشب، ماه در تربیع آخر است و میتوانید نیمی از سطح آن را روشن ببینید.
به چهار قسمت تقسیم کردن, تقسیم نشان به چهار قسمت
خانواده نجیب پس از ازدواج نشان خانوادگی خود را با نشان خانوادگی ثروتمند خانواده همسرشان چهار بخشی کردند.
درخت واژگانی



























