بیزاری,نفرت
ناخوشایند
به صورت نفرت انگیز,به روش ناخوشایند
تمبرا,نقاشی تمبرا • با رنگ پرورده نقاشی کردن
گستردهتر شدن
آماسپذیر
بادکردگی
دوبیتی,جفت
تقطیر کردن
عصاره
تقطیر
*آب مقطر
مشروبساز
تقطیرخانه,کارخانه تقطیر
متفاوت
تفاوت
متمایز
ویژگی متمایز
متمایز, به روشی متمایز
بهوضوح
متمایز کردن
قابل تشخیص,قابل شناسایی
شخصیت برجسته
متمایز,ویژگی
تحریف کردن
تحریف شده,دگرگون
تحریف,اعوجاج
حواس کسی را پرت کردن
حواسپرت
رانندگی پرت,رانندگی با حواسپرتی
گرو کشیدن
حواس پرت,بیتوجه
آشفتهخاطر
اندوه • نگران کردن,اندوهگین کردن
در تنگنای مالی,با مشکلات مالی مواجه
آزاردهنده
به طور ناراحت کننده,به طور نگران کننده
توزیع کردن,پخش کردن
توزیع شده,پراکنده
صرف توزیعی
توزیع,پخش
کانال توزیع
حالت توزیعی,حالت توزیع
تعیین کننده توزیعی,صفت توزیعی
ضمیر توزیعی,ضمیر توزیع
توزیعکننده
منطقه • تنظیم مسکن در,کنترل مسکن در
بیاعتماد بودن به • عدم اعتماد,شک
بیاعتماد
با بی اعتمادی,مشکوکانه
آزار دادن
اختلال
به هم ریخته,آشفته
ناراحتکننده
به طور نگران کننده,به صورت آزاردهنده
جدایی
جدا کردن,تقسیم کردن
نفاق
عدم استفاده,غفلت
متروکه
دوهجایی
دور انداختن • جوی,کانال
چراغ خندق,چراغ مسیر
هیجان,اضطراب • نگران شدن,آشفتگی کردن
فعل دوگذرا
علامت ایضاً • تکرار کردن,بازگو کردن
طوطی,پیرو
شعر یا ترانه کوتاه
فرد سربههوا
فعال در روز
خواننده مشهور (زن)
سرگردانی
دیوالی,دیپاوالی
دیوان,مبل کم ارتفاع
شیرجه زدن • شیرجه,غواصی
ناگهان و با علاقه شروع به انجام کاری کردن
بیگدار به آب زدن
به شدت در چیزی غرق شدن
لباس غواصی,کت و شلوار غواصی
شیرجهزن
جدا شدن
انحراف
متفاوت
به صورت واگرا، به طور متفاوت
واگرا,متفاوت
تقاطع الماس واگرا,تبادل الماس واگرا
متنوع
به صورت متنوع, به روشهای مختلف
متنوعسازی
متنوع,گوناگون
متنوع کردن (کسب و کار)
سرگرمی
تنوع
منحرف شدن
سرگرمشده
دیورتیمنتو (موسیقی)
به شیوه ای سرگرم کننده, به روشی جالب
بخش باله برای اجرای حرکات آزاد