مستقیم • نظارت کردن • مستقیم، مستقیماً
انیمیشن مستقیم
برداشت مستقیم,پرداخت خودکار
پرواز مستقیم
تبلیغات پستی
بازاریابی مستقیم
مفعول مستقیم
نقلقول مستقیم
کنترل مستقیم ترافیک,مدیریت مستقیم ترافیک راهآهن
زبان مستقیم-معکوس,سیستم دستوری مستقیم-معکوس
مستقیم به مصرف کننده,فروش مستقیم به مصرف کننده
فروش مستقیم به خریدار
هدایت شده,جهت دار
جهت
تقاطع جهت دار,تبادل جهت دار
پد جهتدار,دی-پد
بی هدف، سرگردان
رهنمود • دستوری,راهنماییکننده
مستقیماً • مستقیم,بدون واسطه • به محض اینکه,بلافاصله بعد
مدیر
صندلی کارگردان
کات کارگردان
کارگردانی
دفتر تلفن (در وبسایت)
نوحه
رقص خنجر اسکاتلندی
پیراهنی با دامن بلند و بالاتنهی تنگ
خاک,زمین • خاکی,بدون آسفالت
موتورسیکلت خاکی,موتورسیکلت کراس
خیلی ارزان
آتو
فقیرِ فقیر
جاده خاکی,راه شنی
مسیر خاکی,مسیر مسابقه بدون آسفالت
مسابقات پیست خاکی,رقابت در پیست های خاکی
آدم آشغال
احمق,نادان
احمق,نادان
شخص حقیر,بیارزش
کثیف • کثیف کردن,آلوده کردن
مسائل خصوصی و شرم آور
رفتار ناعادلانه,بازی کثیف
بیاحترامی کردن
معلولیت
مددکار (برای افراد ناتوان)
از کار انداختن
ناتوان (از لحاظ جسمی) • معلول,فرد معلول
ناتوانی,معلولیت
کمک برای کنار گذاشتن
*دیساکارید
اشکال • به ضرر (کسی) بودن
محروم
به صورت نامطلوب,به شیوه ای نامساعد
نارضایتی (مخصوصا از یک حکومت)
مخالفت کردن
مخالف بودن
ناخوشایند,ناپسند
بهطور ناخوشایند
اختلاف
اجازه ندادن
غیب شدن
ناپدیدی
غیب شدن ناگهانی
ناامید کردن
ناامید
ناامیدکننده
بهشکل مأیوسکننده
ناامیدی
سرزنش
نارضایتی
نامطلوب تلقی کردن
ناموافق,ناخوشایند
خلع سلاح کردن
مغشوش کردن
آشفتگی ذهنی • به هم ریختن,آشفته کردن
آشفته,بی نظم
جدا کردن,باز کردن
جدا کردن
مصیبت
منطقه فاجعه,منطقه آسیب دیده
*فیلم فاجعهای
فاجعه بار
به صورت فاجعه بار
حاشا کردن
انکار
منحل شدن
محروم کردن از وکالت,اخراج از حرفه وکالت
ناباوری
باری از دوش (کسی) برداشتن
پرداختن (از بودجه)
دیسک,سیدی
ترمز دیسکی,دیسک ترمز
درایو دیسک,خواننده دیسک
گلف دیسک,گلف فریزبی
دیجی
دیسکادا (خوراک مکزیکی)
دور انداختن • دور ریختن,حذف