لذت
واگذاری,انتصاب یک نماینده
اختیار دادن • نماینده
محول کردن وظایف
هیئت نمایندگی
حذف کردن
زیانآور
حذف,پاک کردن
دهلی
اغذیهفروشی
کالباسبر
عمدی • درباره تمام جوانب چیزی بحث کردن
عمداً
مشورت,تفکر عمیق
ظرافت,لطافت
ظریف
با ظرافت
اغذیهفروشی
خوشمزه
خوشمزه,لذیذ
شوق • خوشحال کردن,لذت بردن
لذت بردن از,خوشحال شدن از
راضی
با خوشحالی,شادمانه
لذتبخش
لذت بخش,دلپذیر
لذتبخشی
مرزبندی,حدود
با جزئیات شرح دادن • مشخص شده,به دقت نمایش داده شده
توصیف
بزهکاری
فرد بزهکار • معوق,پرداخت نشده
ذوب شدن,با جذب رطوبت از هوا مایع شدن
غش کردن,سنکوپ
گیجشده
حمله عصبی
سندرم هذیان ناشی از ترک الکل
تحویل دادن
در حضور جمع صحبت کردن
ناجی,رهایی بخش
تحویل
پیک,تحویل دهنده
اتاق زایمان
ون تحویل,ماشین تحویل
مامور پست (زن)
مامور پست
شپشزدایی کردن
دلفین معمولی,delphinus delphis
دلتا,دهانه
ماهیچه دالی • دلتوئید,به شکل دلتا
فریب دادن
فریب خورده,وهمی
سیل,طوفان • (آب) فراگرفتن
هذیانی,جداشده از واقعیت
فریب
هذیانی,توهمی
رابطه توهمی,رابطه خیالی
فریبنده,وهمی
لوکس
حفاری کردن
نامغناطیسی کردن
سیاستمدار عوامفریب
تقاضا • تقاضا کردن
درمان اکسیژن با شیر تقاضا,درمان اکسیژن شیر تقاضا
دشوار
مرزبندی کردن,جدا کردن
مرز
تحقیر کردن
رفتار
روانی
دیوانه وار,به صورت غیرقابل کنترل
زوال عقل
دمنتویید,دیوانه
*شکر قهوهای
شکر دمرارا,شکر قهوهای روشن نیشکر
نقص
دمتر
ایستادن روی پنجه پا
هویت جنسیتی نامشخص (برای یک مرد)
نیمدختر,نیمزن
نیمهخدا (اساطیر)
غیرنظامی کردن,خلع سلاح کردن
نابودی • انتقال از طریق اجاره یا وصیت,به ارث گذاشتن از طریق اجاره یا وصیت
دیمیسکشوال,مربوط به دیمیسکشوالیتی
*فنجان کوچک قهوه
دمو,نمایش • نمایش دادن,معرفی کردن
از حالت بسیج بیرون آوردن
دولت برخوردار از دموکراسی
عضو حزب دموکرات
دموکراتیک
حزب دموکرات
بر اساس اصول دموکراسی
دمکراتیزه کردن,دموکراتیک تر کردن
از مد افتاده
جامعه آماری • مربوطبهجمعیت
جمعیت شناسی,مطالعه جمعیتی
دموازل
تخریب کردن