آماتور • آماتور,غیرحرفهای
پشتکار
باپشتکار
با پشتکار
شوید (گیاهشناسی)
خیارشور
بذر شوید
شوید,رازیانه جعلی
احمق,نادان
رقیق کردن • رقیق شده,ضعیف شده
کمنور • کم نور کردن,تاریک کردن
احمق,کندذهن
دودی
دیمسام
غیر هوشمندانه
سکه ده سنتی
رمان کیلویی
یک زیبایی مطلق,یک دختر خوشتیپ
دایمبک,بازیکن دفاعی اضافی
بُعد • بعد دادن,تنظیم بر اساس ابعاد
بعدی,مربوط به ابعاد
کم شدن
کاهش یافته,کوچک شده
کاهش
تدریجاً ضعیفشونده (موسیقی) • به تدریج کاهش می یابد
کاهش
کوچک • تصغیر,کلمه محبت آمیز
مبهم,گنگ
کلید تنظیمکننده نور
چال گونه • گودال درست کردن هنگام لبخند زدن,ایجاد گودال هنگام لبخند زدن
چالدار (گونه یا چانه)
احمق,نادان
غوغا • تلقین کردن,نهادینه کردن
شام خوردن
*در خانه خوردن
بیرون غذا خوردن
غذاخوری
پول,مال
یک احمق,یک آدم عجیب و غریب
احمق,نادان
عجیب و غریب,حواس پرت
قایق تفریحی
یک فرد نالایق,یک احمق
سگ دینگو
احمق,نادان
چرکتاب
محوطه غذاخوری,اتاق غذاخوری
*واگن غذاخوری
*صندلی غذاخوری
اتاق غذاخوری,واگن رستوران
اتاق غذاخوری
میز ناهارخوری
کوچک و ناچیز • لوکوموتیو کوچک,لوکوموتیو مینیاتوری
صادق,راستین
شام
لباس شام,لباس شب
*چنگال غذاخوری
لباس شب,لباس شام
کتشلوار رسمی
*مهمانی شام
*بشقاب غذای اصلی
*سرویس غذاخوری
سرویس شام,ظروف شام
میز غذاخوری
کافهنمایش
*سرویس غذاخوری
دایناسور
دیود
دیونیسوس
ژرفانما
دیاکسین
فرو بردن • سس (غلیظ)
نگاهی انداختن
قلم دیپ,قلم مرکب
نوک قلم فروبری,نوک قلم
پودر دیپ ناخن
سبک سنگین کردن
بیارزش,پست
احمق,نادان
دیفتری
واکه مرکب
دیپلم
دیپلماسی
دیپلمات
دیپلماتیک
کادر دیپلماتیک,هیئت دیپلماتیک
مصونیت دیپلماتیک,امتیاز دیپلماتیک
به صورت دیپلماتیک
متخصص آداب سفارت
دو قطبی,جفت قطب
زیرآبروک
احمقانه,بیخرد
احمق,نادان
دیپسومانیاک,الکلی مزمن
میله اندازه گیری روغن,دیزستیک
نقاشی دولوحی
بسیار جدی و ضروری