*دابستپ
دیستروفی ماهیچهای دوشن
دوشس (مقام اشرافی)
اردک • خم شدن,سریع سر را پایین آوردن
صفر (در بازیهای ورزشی)
نوکاردکی
اردک، اردک، غاز,بازی کودکان
چهره اردکی,صورت اردک
جوجهاردک
بولینگ داکپین,بازی بولینگ داکپین
مجرا
غده مجرایی,غده برون ریز
چسب برزنتی
شکل پذیر
داکتینگ,سیستم کانالها
داداش
سزاوار,آنچه سزاوار است • موعد (پرداخت، انجام کاری و...) • مستقیم,دقیقاً
شمال دقیق,مستقیم به سمت شمال
بهدلیل
دوئل • دوئل کردن، مبارزه کردن در دوئل
دوئل کننده
دوئل کننده,شمشیرباز
دوئت
دوئت
فرآیند دوفی کالر
پودینگ سنگین,پودینگ بخارپز
دافل,پارچه پشمی زبر و سنگین
کیف مسافرتی,چمدان
کت دافل,پالتوی دافل
یک بیعرضه,یک ناتوان
دافل,پارچه پشمی زبر و سنگین
ساک استوانهای
پالتو دافل
*مار دوگیت
گاو دریایی
داگاوت,نیمکت بازیکنان
غزالک
دوک (عنوان اشرافی)
آبی دوک
سنگها را وا کندن
خوشآهنگ
دولسین
سنتور آپالاچی
*دالکیتون
کسلکننده • کدر شدن,از دست دادن درخشش
حوصلهسربرِ محض
بسیار خستهکننده
احمق,نادان
سنگینی,کمبود حساسیت
کند,بی روح
dulse,نوعی جلبک دریایی قرمز خوراکی
به طور مناسب,به درستی
احمق,نادان
کندذهن • واقعاً,خیلی
خیلی خنگ
خلوچل
ساده بیان کردن
احمق,کله پوک
پانتومیم,نمایش بیکلام
زیبا کردن,آراستن
احمق,نادان
دمبل
متحیر کردن
مبهوت,شگفت زده
احمق,نادان
احمقانه بودن شدید,رفتار احمقانه
احمق,نادان
احمق,نادان
احمق,نادان
ماتومبهوت
آسانسور خدماتی
مانکن • ایجاد ماکت,ایجاد نمونه اولیه • جعلی,غیر واقعی
دست ساختگی,دست خاموش
ضمیر پوچواژهای
ساکت شدن,دهنشو بستن
فعل ساختگی,فعل خالی
دور انداختن • انبار,مخزن
کامیون کمپرسی
کامیون کمپرسی
دامپلینگ
گشتن در سطل زباله,جستجو در زباله
یک فاجعه کامل,یک شکست مطلق
چاق و کوتاه,توپر
تراز مهندسی,دستگاه نقشه برداری
خاکیرنگ • اسب به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری مات,اسبی به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری کدر • نمکسود کردن ماهی
احمق,نادان
کلاه بوقی
کلاه احمق,کلاه دانش آموز تنبل
احمق,نادان
احمق,نادان
تپه شنی,ماسه بادی
باگی تپه شنی,وسیله نقلیه شنی
کود,سرگین • دفع کردن,مدفوع کردن
سوسک سرگین,سوسک کودخوار
دانگری,پارچه پنبه ای بادوام
سیاهچال
سینت دونژن,موسیقی سنتتیک قرون وسطایی
سیاهچالها و اژدهایان