تمسخر کردن
ریشخند
با تمسخر,با تحقیر
به صورت تمسخرآمیز,با تحقیر
انحراف,هدایت
اشتقاق (زبانشناسی)
مشتق • غیراصلی
استنباط کردن
نشأت گرفتن
درم ابریژن
درماتیت
متخصص پوست و مو
پوستشناسی
التهاب همزمان پوست و عضلات
درم (پوست)
ابطال بخشی از قانون
خوارکننده
احمق,مسخره
برج چاهکنی
کپل
جسور
کوکو سیبزمینی
نمکزدایی,شیرینسازی آب
نغمه اضافی • آواز خواندن با تغییر رجیستر,آواز خواندن با یودل
فلوت ریکوردر
پایین آمدن
غیر منتظره رفتار کردن
نواده • نزولی
نزولی
نزولی
آئورت نزولی,آئورت سینهای
روده بزرگ نزولی,روده بزرگ نزولی سمت چپ
تبار, اصل و نسب
توصیف کردن
توصیف
توصیفی
صفت توصیفی,صفت کیفی
توصیفگر,شناسه
متوجه شدن
بیحرمتی کردن (به مقدسات)
بیحرمتی
هستهگیری کردن
تبعیضزدایی
قال گذاشتن • بیابان
پوتین چرم یا جیر
خرموش کانگورویی بیابانی
شنماسهای
متروکه
سزاوار بودن
شایسته,به حق
به حق,به درستی
شایسته,لیاقتمند
نیمهلختبودن
خشککننده
خشک شدن • خشک شده,بی جان
خشک شده,بی آب
نیاز,هدف
طراحی کردن • طراحی
طراحی و فنآوری
توضیح نرمافزار
گماشتن • منصوب,تعیین شده
منصوب,تعیین شده
راننده تعیین شده,راننده
ضارب تعیین شده,ضارب منصوب
تعیین,نامگذاری
طراحی شده,عمدی
عمداً,از روی عمد
طراح • برند
نوزادی که از طریق اصلاح ژن به دنیا میآید
برند طراح,لیبل طراح
طراحی,برنامهریزی • محاسبهگر,دستکاریکننده
باارزش
میل • آرزو کردن,اشتیاق داشتن
مطلوب,خواسته
اجتناب کردن
میز تحریر
مسئول پذیرش هتل
چراغ مطالعه,چراغ میز
صفحه کامپیوتر
رایانه رومیزی
نومید,ویران • تیرانداز تعیینشده,تکتیرانداز اختصاصیافته
متروک • ویران کردن,خراب کردن
با اندوه عمیق,با احساس خلاء
ویرانی,تخریب
ناامیدی • ناامید شدن
جنایتکار
عاجزانه • فردی که عاجزانه نیاز به کمک دارد
ناامیدانه
ناامیدی
خوار
نفرت داشتن
تحقیر شده,متنفر
علیرغم • تحقیر,توهین
کینهتوز,بدخواه
با نیت مضر,با قصد آسیب رساندن
نومید,نیازمند
غارت کردن
ناامید شدن
دلسردی
ناامید