ر (نت موسیقی) • نشان دهنده مقداری متشکل از 500 آیتم یا واحد,حاکی از مقداری متشکل از 500 عنصر یا واحد
حلقه D شکل,حلقه D
گلابی آنجو
چیز,شیء
مالیدن با حرکات کوچک و سریع,استفاده کردن با حرکات سبک و سریع • چرمماهی
ماهر
(دست یا انگشت خود را کمی در آب) فرو کردن و درآوردن
*کشیم کوچک
رقص دبکه (نوعی رقص عربی)
کفچهنوک استرالاسیایی,مرغ ماهیخوار استرالاسیایی
عالی,تحسینبرانگیز
داشهوند
بابا
بدن پدر,هیکل پدری
مکتب دادا (جنبش هنری)
دادائیسم
بابایی
مگس درازپا,پاپای درازپا
دایدالوس
دیو,روح شیطانی
دف
گل نرگس
خلوچل
زبانچه,آویز
خنجر
لعنت بر آن,وای
کوکب (گیاهشناسی)
دوهیو,رینگ کشتی سومو
ترب سفید
روزانه • روزنامه • روزانه
برگه تماس روزانه
شیطان,موجود ماوراءالطبیعه شیطانی
به صورت کنترلشده
زیبا و ظریف • خوراکی خوشمزه,خوراکی ظریف
*دایکیری
لبنیات • لبنی,مربوط به محصولات لبنی
گاو شیری
گاو شیری,گاو شیرده
محصول لبنی
صاحب کارخانه لبنیات,مدیر کارخانه لبنیات
سکو,تخته
گل مینا (گیاهشناسی)
*داک گالبی (نوعی خوراک کرهای)
دکالتر,دال
دره,دره رودخانه
دلسبرید، نژادی از گوسفند که در منطقه یورکشایر دلس در انگلستان منشأ گرفته است,دلسبرید، یک نوع گوسفند از یورکشایر دلس در انگلستان
دله قهوه
هنر اسلوب شیشهای
تنبلی,غیرحرفهای بودن
وقت تلف کردن,آهسته حرکت کردن
دالماسین (سگ) • دالماتی,مربوط به دالماسی
سد • سد کردن,مسدود کردن
سد کردن,مسدود کردن
گوزن کوچک,آهوی اوراسیایی
آسیب رساندن • آسیب
صدمهدیده
آسیبرسان
دامالیسکوس لوناتوس,توپی
دمشقی,پارچهای طرحدار • دمشقی,پارچه دمشقی
بانو,زن
لعنتي,ملعون • نفرین کردن,لعنت کردن • لعنت,نفرین • هیچ چیز,چیز بی ارزش
ملعون,نفرین شده • لعنتشدگان,محکومان • به طور ملعون,به طور محکوم
محکوم کننده,اتهام آمیز
دوشیزه
دوشیزه,دختر جوان
دوشیزه,زن جوان
مرطوب • رطوبت • خاموش کردن,کاهش دادن
توی ذوقزن
از قدرت یا شدت چیزی کاستن
میراگر,کاهنده ارتعاش
حالگیری
*شیرینی دمبرنده
مرطوب,خیس
رطوب,نمناکی
دوشیزه,دختر جوان
دوشیزه درمانده
سنجاقک
آلو سیاه
آلو بخارا,آلوی بنفش تیره
نودل دان دان
*شهپروانه
رقصیدن • رقص
اجتناب کردن
ارکستر موسیقی
سالن رقص
سالن رقص,محل رقص
بداههپردازی رقص, رقص بداهه
موسیقی رقص,موسیقی برای رقصیدن
نشانگذاری رقص
کاخ رقص,سالن رقص
تیم رقص,گروه رقص
استودیوی رقص
مطیع کسی بودن
دنس-پاپ
*دنس-پانک