غصب کردن
فروش دارایی,خروج از سرمایهگذاری
تقسیم کردن • خطالرأس
تفرقه بینداز و حکومت کن
تقسیم کردن
تقسیم شده, جدا
بزرگراه دوطرفه
دامن-شلوارک
سود (سهام و غیره)
جداکننده,تقسیم کننده
پیشگویی
الهی • الهی,وجود برتر • پیشبینی کردن,آبیابی کردن
خدمت الهی,عبادت عمومی
به صورت الهی,به صورت فوق العاده
شیرجه
تخته شیرجه,سکوی شیرجه
سیلندر غواصی,مخزن غواصی
رویداد شیرجه,مسابقه شیرجه
ماسک غواصی,ماسک شیرجه
دستگاه تنفس مجدد غواصی,دستگاه بازیافت هوا برای غواصی
تنظیم کننده غواصی,کاهنده فشار غواصی
لباس غواصی,کت و شلوار غواصی
ساعت غواصی,ساعت غواص
الوهیت
بخشپذیر
تقسیم (ریاضی)
تفکیکگری
تفرقهانگیز
بهشکل تفرقهانگیز
تفرقه
مقسومعلیه
طلاق • طلاق دادن,جدا کردن
طلاقگرفته
زن مطلقه
تکه چمن,قطعه چمن کنده شده
فاش کردن
افشاگری
سود سهام,سهم
سرگیجه آور,به صورت گیج کننده
سرگیجه,ضعف
دچار سرگیجه • سرگیجه آوردن,گیج کردن
زن سبک مغز,سر خالی
ملکه سرگیجه,ملکه سبکسر
پیام شخصی (در شبکههای اجتماعی) • پیام شخصی فرستادن (در شبکههای اجتماعی)
دیانای
انصراف,عدم اتمام
انجام دادن • دو,اوت
در یک کلاس یا برنامه شرکت کردن
جدول حل کردن
طراحی کردن
به کسی لطف کردن (بدون هیچ چشمداشتی)
کاری را انجام دادن
حسابی داغون کردن
شبانه جیم شدن
آسیب زدن
گزارش نوشتن
حسابی فروش داشتن
اطلاعات جمعآوری کردن
آزمایش انجام دادن
با کسی مصاحبه کردن
عمل کردن
مطابق میل خود عمل کردن
حذف کردن
دعوا کردن
تمام تلاش خود را کردن
سهم خود را ادا کردن
انجام کارهای خانه
به کسی یا چیزی آسیب رساندن
به کسی نارو زدن
ورزش کردن
کافی بودن
برای آرامش هر کاری کردن
فایده داشتن
حرکات ژیمناستیک انجام دادن
به موی خود حالت دادن
تکلیف انجام دادن
کشتن
خودت انجام بده
حق مطلب را ادا کردن
لباس شستن
تمام تلاش خود را (جهت رسیدن به موفقیت) به کار بردن
آرایش کردن
ناخن خود را کوتاه کردن
تابلو ورود ممنوع,علامت ممنوعیت ورود
کنترل خود را از دست دادن