مدعیعلیه
مدافع,محافظ
تیم مدافع,تیم دفاعی
پرتاب کردن از پنجره,به بیرون پنجره انداختن
دفاع (سیاسی)
وکیل مدافع,مدافع
وکیل مدافع,مدافع
مکانیزم دفاعی
بی دفاع,بدون محافظت • بی دفاع,بی سلاح
مدافع,بازیکن دفاعی
قابلدفاع
تدافعی • دفاعی,موضع دفاعی
مدافع عقب,پشت دفاعی
انتهای دفاعی,دفاع انتهایی
متخصص دفاعی
تکل دفاعی,تصدی دفاعی
به تأخیر انداختن
از روی احترام پذیرفتن
احترام
از روی احترام
با احترام
نافرمانی
نافرمان
با چالش, با گستاخی
دستگاه شوک الکتریکی
کمبود
ناکافی (از نظر کمی یا کیفیت)
کسری
کسر بودجه
گذرگاه باریک,دره • آلوده کردن
قابل تعریف,قابل توضیح
تعریف کردن
مشخص
تعریفکننده (جملهواره موصولی)
صریح
حرف تعریف معین
قطعاً
تعریف
قطعی
قطعی,به صورت قطعی
خالی شدن,باد کردن
دلسرد,ناامید
تخلیه هوا,تورم زدایی
فکر (کسی را) به (چیز دیگری) مشغول کردن
بیبرگ کردن • بی برگ,محروم از برگ
جنگلزدایی کردن
جنگلزدایی
بدریخت شدن
بدشکلی
کلاهبرداری کردن
تسویه کردن
حذف از دوستان,قطع دوستی
یخ چیزی را آب کردن
چالاک
ماهرانه,چابکانه
مرده
چاشنی (بمب، مین و... را) کشیدن
نافرمانی کردن
آزاد، راحت • حرکت پا به جلو یا کنار
انحطاط
منحط,منحرف • منحط شدن,بدتر شدن • منحط
رو به زوال
لعابزدایی کردن
حقیرکردن
موجب فرسایش شدن
تحقیرآمیز,موهن
چربی زدودن
درجه
حسابرسی مدرک,بررسی الزامات فارغ التحصیلی
درجه سلسیوس
درجه سلسیوس,درجه سانتیگراد
درجه فارنهایت,درجه F
چشیدن
به شدت دلسرد کردن,با قاطعیت منصرف کردن
انسانیت زدایی,سلب انسانیت
*رطوبتگیر
آب (چیزی را) گرفتن
*خشکشده
*غذای خشک
کم آبی,خشک کردن
استخدام DEI,کارمند DEI
یخ زدایی کردن,برفک زدایی کردن
اشاری,کلمه اشاری • اشاری,مربوط به کلمهای که مرجع آن بستگی به شرایط استفاده از آن دارد
از کسی بت ساختن
منت نهادن
دئیست,شخصی که معتقد است خدا جهان را آفرید و سپس آن را رها کرد • خداگرای
الهه
اشاره (زبانشناسی)
آشناپنداری
سرافکنده کردن
افسرده
دلتنگی
ناهار
فریب,حرکت فریبنده • اجتناب کردن,دور زدن
حالت دلاتیو,حالت دور شدن
موجب تاخیر شدن • تاخیر
به تاخیر افتاده
شهوتانگیز