defunct
de
di
funct
ˈfʌnkt
fankt

تعریف و معنی "defunct"در زبان انگلیسی

defunct
01

مرده, درگذشته، متوفی

passed away or deceased 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجه‌ناپذیر
مثال‌ها
Once a renowned musician, now defunct, his melodies still resonate in the hearts of his listeners. 

زمانی موسیقیدان مشهوری بود، اکنون درگذشته، ملودی‌هایش هنوز در قلب شنوندگانش طنین انداز است.

02

ازرَده‌خارج, ورافتاده، استفاده‌نشده

no longer in use, operation, or existence 
مثال‌ها
The defunct airline, once a symbol of air travel luxury, succumbed to financial pressures and ceased operations. 

شرکت هواپیمایی منحل شده، که زمانی نماد تجمل در سفرهای هوایی بود، در برابر فشارهای مالی تسلیم شد و عملیات خود را متوقف کرد.

درخت واژگانی

defunctness
defunct
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه