developerdiam
از 34
developerdiam
developer[n]

بسازوبفروش

developing[adj][n]

در حال توسعه • ظهور

developing country[n]

کشور در حال توسعه

developing tank[n]

تانک ظهور (عکاسی)

development[n]

رشد

developmental[adj]

تکاملی

developmental dyslexia[n]

دیسلکسی رشدی,اختلال یادگیری خاص با دیسلکسی

developmentally[adv]

از نظر رشدی

developpe[n]

حرکت باز کردن پا به آرامی به سمت بالا

deviance[n]

کج‌رفتاری

deviant[adj][n]

متفاوت (نسبت به آداب و رسوم یا هنجارها) • منحرف,حاشیه‌نشین

deviate[v][n][adj]

منحرف شدن,گمراه شدن • منحرف,حاشیه‌نشین • منحرف,غیرمعمول

deviation[n]

انحراف,تغییر

device[n]

ابزار

devil[n][v]

شیطان • ادویه زدن,چاشنی زدن

devil to pay[phrase]

تقاص

devil's advocate[phrase]

وکیل مدافع شیطان

devil's food[n]

کیک شکلاتی بسیار تیره,کیک شیطان

devil's food cake[n]

*کیک خوراک شیطان

deviled egg[n]

تخم‌مرغ آب‌پز شکم‌پر

devilfish[n]

شیطان ماهی,ماهی غول پیکر

devilishly[adv]

شیطانی,بدجنسانه

devilled[adj]

*تند و ادویه‌دار

devilry[n]

دوبه‌هم‌زنی

deviltry[n]

دوبه‌هم‌زنی

devious[adj]

گمراه‌کننده

devise[v][n]

اختراع کردن • وصیت,هدیه بر اساس وصیت

devised theater[n]

تئاتر خلاق

devitalize[v]

ضعیف کردن

devo[adj]

ویران,خیلی ناامید

devoid[adj]

عاری

devolution[n]

عدم تمرکز,انتقال اختیارات

devolve[v]

بدتر شدن,انحطاط یافتن

devolve on[v]

واگذار کردن

devolved[adj]

غیرمتمرکز,واگذار شده

devon and cornwall longwool[n]

دوون و کورنوال لانگول,گوسفند دوون و کورنوال با پشم بلند

devon closewool[n]

دوون کلوزوول,نژادی از گوسفند که بومی منطقه دوون در انگلستان است، معروف به پشم متراکم و ظریف آن که برای استفاده در منسوجات و فرش بسیار مناسب است

devon rex[n]

گربه دون رکس

devote[v]

وقف کردن

devote to[v]

وقف کردن

devoted[adj]

فداکار

devotee[n]

مرید

devotion[n]

سرسپردگی

devour[v]

بلعیدن

devout[adj]

بسیار مذهبی

devoutly[adv]

مذهبی,با ایمان

dew[n]

شبنم

dew shield[n]

محافظ لنز

dewater[v]

آب زدایی کردن,حذف آب

dewberry[n]

تمشک کبود

dexterity[n]

چابکی

dexterity game[n]

بازی مهارتی,بازی هماهنگی دست و چشم

dexterous[adj]

فرز

dexterously[adv]

ماهرانه,چابکانه

dextrose[n]

*گلوکز

dhivehi[n]

زبان دیوهی

dholak[n]

دهلک

dhole[n]

سگ وحشی آسیایی

dhow[n]
di unit[n]

واحد DI,جعبه DI

diabetes[n]

دیابت

diabetic[n][adj]

فرد مبتلا به دیابت • مربوط به بیماری دیابت

diabetic diet[n]

*رژیم دیابتی

diabolic[adj]

اهریمنی

diabolical[adj]

اهریمنی

diabolically[adv]

شیطانی,با شقاوت

diabolo[n]

دیابولو (وسیله سرگرمی دوک‌مانند)

diachronic[adj]

رویکرد درزمانی

diachronic analysis[n]

تحلیل دیاکرونیک,مطالعه دیاکرونیک

diachronic typology[n]

گونه‌شناسی درزمانی,گونه‌شناسی تاریخی

diacope[n]

تکرار

diacritic[n][adj]

نشان تشخیص • اعراب

diacritical[adj]

تفکیک‌کننده

diagenesis[n]

ترازایش

diagnose[v]

تشخیص دادن

diagnosis[n]

تشخیص پزشکی

diagnostic[adj][n]

تشخیصی • تشخیص,ابزار تشخیص

diagnostics[n]

بیماری‌شناسی

diagonal[adj][n]

قطری (خط) • مورب,خط اریب

diagonal pliers[n]

*سیم‌چین

diagonally[adv]

به صورت مورب,به طور اریب

diagram[n][v]

نمودار • نمودار کشیدن,شماتیک کردن

diagrammatically[adv]

نموداری, به صورت نموداری

dial[v][n]

شماره گرفتن • صفحه ساعت

dial in[v]

تمام تلاش خود را بر رسیدن به هدفی متمرکز کردن

dial out[v]

شماره گیری کردن,تماس گرفتن

dial-up[adj][n]

شماره‌گیری • دیال-آپ,دسترسی از راه دور از طریق خط تلفن

dialect[n]

گویش

dialect cluster[n]

خوشه گویشی,گروه گویش‌ها

dialect continuum[n]

زنجیره گویشی

dialect levelling[n]

همسطح سازی گویش‌ها,استانداردسازی گویش‌ها

dialectal[adj]

گویشی

dialectic[n][adj]

دیالکتیک • دیالکتیکی,جدلی

dialectical[adj]

جدلی

dialectician[n]

منطق‌دان

dialectology[n]

گویش‌شناسی

dialectometry[n]

گویش‌سنجی,تحلیل کمی گویش‌ها

dialing code[n]

کد شماره گیری,کد تلفن

dialogue[n][v]

مکالمه • گفتگو کردن,صحبت کردن

diam[n]

قطر,قطر یک دایره

LanGeek
دانلود برنامه