روزنامهنگاری آمارمحور
لینک داده,اتصال داده
پردازش دادهها
دیتا رومینگ
مبتنی بر داده,بر پایه داده
پایگاه داده
قابل تاریخگذاری
قرار (عاشقانه) • دوست شدن (عاشقانه)
متعلق به گذشته بودن
تاریخ از,متعلق به
تاریخ تولد
چهارگوش خرمایی
دفترچه یادداشت قرار ملاقات,برنامهریز
منسوخ
تاریخ و مکان,مکان و تاریخ • تاریخ و مکان گذاری کردن,با تاریخ و مکان علامت گذاری کردن
حالت برایی (دستور زبان)
داده
ناشیانه رنگزدن • نقاشی ناشیانه,خط خطی
daubentonia madagascariensis,لمور شبانه با انگشتان استخوانی بلند و دندان های پیش شبیه جوندگان، که ارتباط نزدیکی با لمورها دارد
فرزند دختر
عروس
مرعوب ساختن
ترسیده
دلهرهآور
بیباک
بی باکانه,بدون ترس
مبل تختخواب,داونپورت
کف دریا یا اقیانوس,ژرفا
کف دریا یا اقیانوس,گنجینه دیوی جونز
زاغ,کلاغ
جست و خیز کردن
سحرگاه • آشکار شدن
آشکار شدن
روز
شبانهروز
نیمکت تختی
روز به روز,هر روز
به صورت مداوم
هر روز خدا
وقت حساب پس دادن
روز یادبود,روز به یاد آوردن
روز تعطیل
گردش یک روزه,تفریح یک روزه
بلیت رفت و برگشت یکروزه
اتاق استراحت
مدرسه خصوصی روزانه,مدرسه خصوصی غیر شبانه روزی
سفر یکروزه
روز به روز,روزانه
روزمره • روز به روز,روزانه • روزمره,روال روزانه
سپیدهدم
مرکز نگهداری از کودکان یا سالمندان
رویاپردازی کردن,خیال بافی کردن • رویاپردازی,خواب بیداری
خیالپردازی
مگس یک روزه,حشره زودگذر
مهمانی روز,پارتی روز
روشنایی روز
قیمت سر گردنه
زهرهترک کردن
تمام روز,در طول تمام روز • تمام روز,که یک روز طول می کشد
کولهپشتی کوچک
خیانتکار,آفتابپرست
روزها,مدت زندگی
روز روشن
مبهوت,گیج
خیره کردن,کور کردن • خیرهکنندگی,نور خیرهکننده
بسیار چشمگیر
به صورت درخشان,با روشنایی شدید
ناحیه کلمبیا,DC
دختر عزیزم (در مکالمه آنلاین)
دیدی کرم
بالفعل • در واقع
دو ژور,قانونی • دو ژور,از نظر قانونی
اجباری (به ویژه آداب و رسوم اجتماعی)
دِ استیل (جنبش هنری)
زدودن از مقوله,از دست دادن دسته دستوری
تنزل دادن
از شدت چیزی کاستن
انقراض زدایی,احیای گونهها
یخ زدایی کردن,برفک زدایی کردن
غیرفعال کردن,از کار انداختن
مرده • کاملاً • مرده • متوقف کردن,پایان دادن
سکوت غیرمنتظره
کاملاً مرده
مردهی مرده
کاملاً مرده
خسته,فرسوده
چکش شنی
چت مرده,گروه غیرفعال
تساوی مرده,تساوی اجتناب ناپذیر
محکوم به شکست