dodger bluedomestically
از 34
dodger bluedomestically
dodger blue[adj]

فیروزه‌ای-آبی

dodger dog[n]

داجر هات‌داگ

dodgy[adj]

مشکوک,غیر قابل اعتماد

dodo[n]

*دودو

doe[n]

حیوان ماده بالغ (گوزن، خرگوش و...)

doe-eyed[adj]

چشم‌های بزرگ و معصوم,چشم‌های معصوم با مژه‌های بلند

doff[v]

درآوردن (لباس)

dog[n][v]

سگ • کسی را دنبال کردن

dog and bone[phrase]
dog and pony show[phrase]

نمایش پر زرق و برق بدون محتوا

dog collar[n]

طوق سگ,گردنبند سگ

dog crate[n]

قفس سگ

dog days[n]

روزهای داغ تابستان

dog do[n]

مدفوع سگ,فضولات سگ

dog eat dog[phrase]

رقابت بی‌رحمانه

dog flea[n]

کک سگ,شپش سگ

dog food[n]

غذای سگ,خوراک سگ

dog house[n]

خانه سگ,لانه سگ

dog in the manger[phrase]

نه خود استفاده می‌کند نه می‌گذارد دیگران استفاده کنند

dog out[v]

توهین کردن,حمله کلامی کردن

dog paddle[n]

شناور سگ,حرکت دست و پا به سبک سگ

dog park[n]
dog sled[n]

سورتمه سگ,وسیله نقلیه کشیده شده توسط سگ

dog whistle[n]

پیام مخفی

dog-day cicada[n]

زنجره روزهای سگ,زنجره ژوئیه و اوت

dog-eared[adj]

گوشه های تا خورده,فرسوده از استفاده زیاد

dog-tired[adj]

خسته مثل سگ,کاملا خسته

dog's breakfast[phrase]

کارِ سرهم‌بندی‌شده

dog's chance[n]

شانس نزدیک به صفر

dog's life[phrase]

زندگی نکبت‌بار

dogbolt[n]

بی‌ارزش,پست

dogbreath[n]

آدم پست,شخص ناخوشایند

doge[n]

دوژ,قاضی ارشد سابق در جمهوری های ونیز و جنوا

dogfight[n][v]

نبرد هوایی بین هواپیماهای جنگنده • درگیر نبرد هوایی شدن,شرکت در نبرد هوایی نزدیک

dogfighter[n]

خلبان جت جنگنده

dogfish[n]

کوسه‌ماهی خاردار

dogfucker[n]

پست,سگ زاده

dogged[adj]

یک‌دنده

doggedly[adv]

سرسختانه,با عزم

doggerel[n]

شعر بی‌مایه

doggie[n]

سگ کوچک,توله سگ

doggie bag[n]

کیسه غذای باقیمانده,داگی بگ

doggo[adv][n]

پنهانی,آرام • سگ,توله سگ

doggy bag[n]

ظرف یک‌بارمصرف (برای بردن اضافه‌غذا از رستوران)

doghouse[n]

خانه سگ,لانه سگ

dogie[n]

گوساله بدون مادر

dogleg[n]

حفره دگلگ,حفره خمیده

dogma[n]

تعصب مذهبی

dogmatic[adj]

متعصب

dogmatically[adv]

متعصبانه

dogmatize[v]

آمرانه اظهار عقیده کردن

dogme 95[n]

دگما ۹۵

dogri[n]

زبان دوگری

dogtooth[n]

گچ‌بری دندان‌نما

dogwood[n]

زغال‌اخته (گیاه‌شناسی)

dogwood tree[n]

درخت دگ وود,درخت کورنوس

doily[n]

زیربشقابی توری

dojo[n]

دوجو,سالن تمرین

doldrums[n]

رکود,کندی اقتصادی

doleful[adj]

کسالت‌بار

dolefully[adv]

به طور غمگین,به طور اندوهناک

dolehead[n]

انگل کمک هزینه,بیکار تنبل

doll[n]

عروسک

doll up[v]

خود را آراستن

doll's house[n]

خانه عروسکی

dollar[n]

دلار

dollar bill[n]

اسکناس یک دلاری,بیل دلار

dollars to doughnuts[phrase]

مطمئنِ مطمئن

dolled up[adj]

آراسته,خوش لباس

dollhouse[n]

خانه عروسکی

dollop[n]

قاشق,تکه

dolly[n]

عروسک,مجسمه کوچک

dolly grip[n]

اپراتور دالی

dolly zoom[n]

دالی زوم

dolma[n]

دلمه

dolman[n]

لباس سنتی ترکی جلوباز

dolor[n]

پریشانی

dolorous[adj]

محنت‌زا

dolphin[n]

دلفین

dolphin kick[n]

ضربه دلفین,لگد دلفین

dolphinarium[n]

پارک دلفین‌ها

dolt[n]

ابله

doltishly[adv]

احمقانه, کودنانه

domain[n]

قلمرو (حکومت)

domain name system[phrase]

سامانه نام دامنه

dome[n]

گنبد

dome ceiling[n]

سقف گنبدی,سقف گنبد شکل

dome-shaped[adj]
domed[adj]
domestic[adj][n]

داخلی • خدمتکار

domestic ass[n]

الاغ اهلی,حیوان بارکش خانگی

domestic cat[n]

*گربه خانگی

domestic dog[n]

سگ خانگی,کانیس لوپوس فامیلیاریس

domestic fiction[n]

ادبیات زنان خانه‌دار

domestic fowl[n]

ماکیان خانگی,پرنده اهلی

domestic help[n]

کمک خانگی,خدمتکار

domestic news[n]

اخبار داخلی

domestic pigeon[n]

کبوتر خانگی,کبوتر پرورشی

domestic sheep[n]

گوسفند خانگی,هر نژادی از گوسفند که برای پشم یا گوشت پرورش داده می‌شود

domestically[adv]

در خانه, با توجه به خانواده

LanGeek
دانلود برنامه