جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dogfight
01
نبرد هوایی بین هواپیماهای جنگنده
an aerial combat in which two or more fighter aircraft are engaged
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dogfights
مثالها
The film depicted thrilling dogfights between fighter planes in World War II.
این فیلم نبردهای هوایی هیجانانگیز بین هواپیماهای جنگی در جنگ جهانی دوم را به تصویر کشید.
02
جنگ سگها, نبرد سگها
a violent confrontation between dogs, often organized illegally
مثالها
Authorities raided a venue suspected of hosting dogfights.
مقامات به مکانی که مشکوک به میزبانی جنگهای سگ بود، یورش بردند.
03
دعوا, کش مکش
disorderly or chaotic fighting between people
مثالها
A dogfight broke out among the spectators.
یک درگیری در میان تماشاگران درگرفت.
04
نبرد شدید, مبارزه سرسختانه
a fiercely contested competition or struggle
مثالها
The election turned into a political dogfight.
انتخابات به یک نبرد سیاسی شدید تبدیل شد.
to dogfight
01
درگیر نبرد هوایی شدن, شرکت در نبرد هوایی نزدیک
(of a fighter plane) to take part in close combat with another in the air
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dogfight
سومشخص مفرد
dogfights
وجه وصفی حال
dogfighting
گذشته ساده
dogfought
اسم مفعول
dogfought
مثالها
The squadron trained to dogfight in simulated aerial battles.
اسکادران برای درگیری هوایی در نبردهای هوایی شبیهسازی شده آموزش دید.
02
سازماندهی نبرد سگها, شرکت در نبرد سگها
to organize or participate in an illegal dogfight
مثالها
The gang was arrested for dogfighting.
باند به دلیل جنگ سگها دستگیر شد.



























