جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dogfight
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dogfights
مثالها
Modern dogfights may involve advanced technology, but the fundamental tactics remain similar to those used in the past.
نبردهای هوایی مدرن ممکن است شامل فناوری پیشرفته باشد، اما تاکتیکهای اساسی همچنان شبیه به تاکتیکهای مورد استفاده در گذشته باقی میمانند.
02
جنگ سگها, نبرد سگها
a violent confrontation between dogs, often organized illegally
مثالها
Dogfights are cruel and punishable by law in many countries.
جنگهای سگها بیرحم هستند و در بسیاری از کشورها توسط قانون قابل مجازات هستند.
03
دعوا, کش مکش
disorderly or chaotic fighting between people
مثالها
Players got into a dogfight on the field.
بازیکنان در زمین وارد یک دعوا شدند.
04
نبرد شدید, مبارزه سرسختانه
a fiercely contested competition or struggle
مثالها
The debate turned into a verbal dogfight.
بحث به یک جنگ سگهای کلامی تبدیل شد.
to dogfight
01
درگیر نبرد هوایی شدن, شرکت در نبرد هوایی نزدیک
(of a fighter plane) to take part in close combat with another in the air
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dogfight
سومشخص مفرد
dogfights
وجه وصفی حال
dogfighting
گذشته ساده
dogfought
اسم مفعول
dogfought
مثالها
He skillfully dogfighted to force the enemy plane into retreat.
او با مهارت در نبرد هوایی جنگید تا هواپیمای دشمن را به عقبنشینی وادار کند.
02
سازماندهی نبرد سگها, شرکت در نبرد سگها
to organize or participate in an illegal dogfight
مثالها
He admitted to dogfighting several times.
او اعتراف کرد که چندین بار جنگ سگها را سازماندهی کرده یا در آن شرکت کرده است.



























